گنجینه ی بهترین شعرها

پرتال جامع بهترین اشعار

تاريخ: شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲

آهنگی در سکوت

بپیچ ای تازیانه ! خرد کن ، بشکن ستون استخوانم را
به تاریکی تبه کن ، سایه ی ظلمت
بسوزان میله های آتش بیداد این دوران پر محنت
فروغ شب فروز دیدگانم را
لگدمال ستم کن ، خوار کن ، نابود کن
در تیره چال مرگ دهشتزا
امید ناله سوز نغمه خوانم را
به تیر آشیانسوز اجانب تار کن ، پاشیده کن از هم
پریشان کن ، بسوزان ، در به در کن آشیانم را
بخون آغشته کن ، سرگشته کن در بیکران این شب تاریک وحشتزا
ستمکش روح آسیمه ، سر افسرده جانم را
به دریای فلاکت غرق کن ، آواره کن ، دیوانه ی وحشی
ز ساحل دور و سرگردان و تنها
کشتی امواج کوب آرزوی بیکرانم را با وجود این همه زجر و شقاوتهای بنیان کن
که می سوزاند اینسان استخوان های من و هم میهنانم را
طنین افکن سرود فتح بیچون و چرای کاررا
سر می دهم پیگیر و بی پروا ! و در فردای انسانی
بر اوج قدرت انسان زحمتکش

به دست پینه بسته ، می فرازم پرچم پرافتخار آرمانم را

کارو

تاريخ: جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲
یک شبی در راه دوری، گرگ پیری بر زمین افتاد و مرد...
لاشهٔ گندیدهٔ آن گرگ را کفتار خورد
در دل غار کثیفی پیر کفتار، زمین مرگ را بوسید و خفت...
قاصدی این ماجرا را با کرکسان زشت گفت
جسم گند آلود کفتار را کرکسان، غارتگران خوردند...
لرزه بر دامان کوه افتاد
سنگ‌ها بر روی هم هموار گشت
کرکسان هم جملگی مردند...

کارو دردریان

تاريخ: جمعه یکم شهریور ۱۳۹۲

 

چو موجی خیره سر، کز ترس طوفان

نفس گم کرده در پهنای سینه

سر خود می زند در پیچش مرگ

به موج افکن، پر و بال سفینه

به قدری کوفتم با دست حسرت

به درب باغ عشق بی زمینه

که دستم بر جبین بخت بدبخت

بخاری تار شد در پود پینه

و قلبم در سکوت بی جوابی

به زاری سنگ شد در تنگ سینه

و من در بستر خاموش یک درد...

نحیف و زار و مدهوش

سکوت مرگ خویش خویش اعلام کردم

که... آه... مردم کاشانه بردوش...

برای لحظه ای خاموش ... خاموش

در این درد آخرین دشت سیه پوش

ز خاک استخوان مرده مفروش

امیدی خفته نومید از جوانی

جوانی مرده از دنیا فراموش

مپرسید که او کیست؟...

که او چیست؟

چرا هست؟ اگر نیست

اگر هست : چرا نیست؟!

که این تک قبر بی سر پوش گمنام

شرر پروای تنور تنت اوهام..

که هر بام

و هرشام

برای ملتی کاین نظم منحوس

خورد خون دلش، جام از -- جام

نفس پژمرده و دل خسته، جان کند

کلبه ای، خاموش ، آرام

بشر نیست

بود افسرده آه یک سرود است

کلام نا تمام یک درود است

به چنگ نیست در افسانه ی زیست

شکست پشت بودی در نبود است!..

**

گه چه سور لرزه، اندر سینه های عور

ناله گشتم، واله گشتم، در کران دور...

گه شدم گور سرشکی، بر دو چشم کور...

گه سرشک تلخ عشقی ، برشکست گور...

 

پائیز1334 کارو دردریان

موضوع: اشعار کارو دردریان ,
برچسب‌ها: کارو
تاريخ: دوشنبه سوم تیر ۱۳۹۲
کارو دردریان :

تا بدانند سرنوشتش را
در چه مایه
بر چه پایه باید نهاد
تصمیم گرفت خاطرات گذشته‌اش را بنگارد
و به خدمت سرنوشت سازانش بگمارد...
عجبا دید که در کلبهٔ نگون بختش
حتی برای نمونه
یک مداد هم ندارد
از انبار یک تاجر لوازم التحریر
شبانه، یک میلیون مداد به سرقت برد
و تمامی یک میلیون مداد را تراشید
چرا که می‌خواست خاطرات گذشته را
بلاوقفه، بنگارد...
چرا که نمی‌خواست خاطرات گذشته را
ناتمام، بگذارد...
غرق در دریای پرواز تفکراتی فاقد فرودگاه
با سرکشیدن جرعه شرابی از آه
آغاز به نوشتن کرد...
"خاطرات گذشته" اش در یک جمله پایان یافت
و آن جمله این بود
تمامی عمرم را، تراشیدن مدادها به هدر دادند...
و سرنوشت سازان....
سرنوشت او را
با مایه گرفتن از سرگذشت او
بر پایه "هدر" نهادند...

تاريخ: پنجشنبه دوم خرداد ۱۳۹۲
باز باران بی ترانه
باز باران با تمام بی کسی‌های شبانه
می‌خورد بر مرد تنها
می‌چکد بر فرش خانه
باز می‌آید صدای چک چک غم
باز ماتم


من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمی‌دانم، نمی‌فهمم
کجای قطره‌های بی کسی زیباست؟


نمی‌فهمم، چرا مردم نمی‌فهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می‌لرزد
کجای ذلتش زیباست؟
نمی‌فهمم


کجای اشک یک بابا
که سقفی از گل و آهن به زور چکمه باران
به روی همسر و پروانه‌های مرده‌اش آرام باریده
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟
نمی‌دانم


نمی‌دانم چرا مردم نمی‌دانند
که باران عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دل‌هاست
کجای مرگ ما زیباست؟
نمی‌فهمم


یاد آرم روز باران را
یاد آرم مادرم در کنج باران مُرد
کودکی ده ساله بودم
می‌دویدم زیر باران، از برای نان


مادرم افتاد
مادرم در کوچه‌های پست شهر آرام جان می‌داد
فقط من بودم و باران و گل‌های خیابان بود
نمی‌دانم
کجای این لجن زیباست؟

کارو دردریان

تاريخ: جمعه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۲


تو ای مادر اگر شوخ چشمی‌ها نمی‌کردی
تو هم ای آتش شهوت شرر بر پا نمی‌کردی


کنون من هم به دنیا بی نشان بودم
پدر آن شب جنایت کرده‌ای شاید نمی‌دانی


به دنیایم هدایت کرده‌ای شاید نمی‌دانی
از این بایت خیانت کرده‌ای شاید نمی‌دانی

شعر از : کارو دردریان

تاريخ: دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۱
دروغ مرگ کارو 

هنوز کاملا در قبر زندگی خودم جا به جا نشده بودم که یکباره

احساس کردم دستی آشنا مضطرب وعصبانی سنگ قبرم را می کوبد

لحظه ای بعد روح سر گردانم با دیدگان اشک آلود از لا بلای خاک قبر

بکنارم غلطید بدون هیچ گقتگو دستم را گرقت واز زیر خاک بیرونم

کشید نگاهی بسنگ قبرم افکنده گفت: ببین این بشر دروغگو و جنایت

کار حتی پس از مرگ توهم بحقیقت آنچه مربوط به توست پشت پا زده است!

راست می گفت!....

بر روی سنگ قبرم نوشته بودند در 1306 متولد شد ودر 1333مرد...

دروغ بود سال 1306سالی بود که من مردم و زندگی من پس از سالها

مرگ تحمیلی در 1333شروع شد سنگ قبر را وارونه کردم تا حقیقت

را آنچنان که بود بنویسم روحم با خنده گفت شاعر فراموش کن این مسخره بازیها را...

به کسی چه مربوط  است که تو کی آمدی وکی رفتی برو بخواب!...

منهم خنده کنان رفتم خوابیدم ٬ چه خوابی  کاش می فهمیدند !

تاريخ: یکشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۱

شعر آتش شهوت کارو دردریان


تو ای مادر اگر شوخ چشمی‌ها نمی‌کردی
تو هم ای آتش شهوت شرر بر پا نمی‌کردی

کنون من هم به دنیا بی نشان بودم
پدر آن شب جنایت کرده‌ای شاید نمی‌دانی

به دنیایم هدایت کرده‌ای شاید نمی‌دانی
از این بایت خیانت کرده‌ای شاید نمی‌دانی

در باره ی سایت
همه روز روزه بودن ، همه شب نماز کردن
همه ساله از پی حج سفر حجاز کردن

شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن

به خدا قسم که کس را ثمر آن قدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن



بازدید کننده محترم

خوش آمدید ..... وبلاگ " گنجینه ی بهترین شعرها "
اوقات خوشی برای شما آرزو می کند .

اينجا ديباچه ايست از آثار شاعرانی كه شعرهایشان برگ زرينی است بر دفتر ادبيات ما....
و من ،تنها حک ميكنم اين بيتها شوريدگی را بر دفتر اين وبلاگ می افزاید. ارتباطی بين
من و شاعران اين ابيات غير از شعرهاشان نيست... برای ارتباط با هر يک از شاعران به
وبلاگ و سايت شخصي ِ خود ِ شاعر مراجعه كنيد و از این که حتی نام خود را شایسته
ذکر نمی دانم از عزیزان طلب عفو دارم ...

در ضمن عزیزانی که تمایل دارند می توانند این وبلاگ را با نام
" گنجینه بهترین شعرها " لینک فرمایند .

با تشکر فراوان مدیریت وبلاگ گنجینه بهترین شعرها



پیج رنک گوگل : 3
تاریخ افتتاح وبلاگ : 1/11/90
تعداد اعضای خبر نامه 1075 نفر
برای عضویت در خبرنامه و اطلاع از تازه ترین بروز رسانی این وب می توانید نام خودتان را در مستطیل اولی و ایمیل خودتان را در مستطیل دومی وارد نمایید و سپس بروی ارسال به خبر نامه کلیک نمایید










  • لیست اشعار شاعران
    ابزارک هاي وبلاگ


     RSS 

    لینــــک دوستـــــــانـــــ :
    .......................................................

    وبلاگ سیمرغ قافلانتی