تاريخ: ۹۴/۰۱/۲۵

خری با صاحب خود گفت در راه        

که ای بی رحم بی انصاف بد خواه

مرا تا چند زیر بار داری ؟  
                 
مرا تا چند با جان کار داری
 
خدا مرگت دهد تا شاد گردم  
         
 ز بند محنتت آزاد گردم
 
جوابش داد: کای حیوان دربند!  
       
چرا از مرگ من هستی تو خرسند ؟
 
علاجی کن که دیگر خر نباشی  
     
 کشیدن بار را در خور نباشی
 
و گر نه تا تو خر هستی , بناچار    
     
چه من چه دیگری از تو کشد کار
 
 
موضوعات اشعار طنز ,
برچسب‌ها: شعر طنز
تاريخ: ۹۴/۰۱/۱۸

صبح هر روز مادرم غُر زد

خواهرم هِی به من تلنگر زد

 

که بيا زن بگير آدم شو

فارغ از غصّه‌های عالم شو

 

که بيا زن بگير پير شدی

بی‌نهايت بهانه‌گير شدی

 

زن نداری، عبوس و غمگينی

زندگی را سياه می‌بينی

 

زن بگيری هميشه کيفوری

از غم و غصّه تا ابد دوری

 

آسمان رنگ تازه می‌گيرد

از تو دنيا اجازه می‌گيرد

 

شاه داماد می‌شوی پسرم

پادشاهی کن، ای تو تاج سرم

 

هر چه تلخیست می‌شود شيرين

يک نباتیست که... بيا و ببين...

 

زندگانيت می‌شود روشن

ناگهان از شرار ِ تابش ِزن

 

می‌کند روشن از خودش، شب تار

جان تو مثل نور لامپِ هزار!

 

کاملاً روبراه خواهی شد

مثل خورشيد و ماه خواهی شد

 

سر و وضعت رديف... جنتلمن

صاف و صوف و اتو کشيده... خَفَن

 

جمع خواهی شد از خيابان‌ها

از سر کوچه‌ها و ميدان‌ها

 

خانه‌ات توی «کوچه‌ی خوشبخت»

مثل خانی نشسته‌ای بر تخت!

 

***

الغرض گفت و گفت... خامم کرد

عاقبت خر شدم... حرامم کرد

 

خانواده نشست و شورا کرد

هر که از ره رسيد غوغا کرد

 

عمه می‌گفت دختر فاميل

خاله می‌گفت با کدام دليل؟!

 

مادرم فکر دختری زيبا

خواهرم کرده بود فتنه به پا

 

بر سر ما بگو مگو شده بود

الغرض، خانه بَل‌بَشو شده بود

 

تا سر انجام شد قرار چنان

که دهند اين جدال را پايان

 

جمع دنبال دختری باشد

که سری بر تر از پری باشد

 

دختری باحيا و شوهر دوست

که جهان مات حُسن خلقت اوست

 

از هر انگشت او هنر ريزان

پيش قدّش چنار آويزان!!!

 

خاندانش اصيل و صاحب حال

«حال» يعنی که پول و مال و منال

 

- خاندانی که نيست صاحب حال

وصلتش نيست جز عذاب و وبال

 

- هرچه باشد برادرش کمتر

مشکلاتش کم و شَرش کمتر

 

- دختران يکیّ و يکدانه

بهترين همسرند و همخانه

            * * *

بحثشان سوژه خنده بود فقط

باب اشعار بنده بود فقط

 

چه بگويم چگونه و چون بود

مثل فيلم «کتاب قانون» بود

موضوعات اشعار طنز ,
برچسب‌ها: شعر طنز
تاريخ: ۹۳/۱۲/۲۳
در این آشفتگی هرگز تو دیگر سر نمی گردی

مرو تغییر جنسیت ! که دیگر نر نمی گردی

 

رسیده جان من بر لب از این بیماری پنهان

چرا گفتی تو پنهانی از این بدتر نمی گردی

 

دروغی را که گفتی دارمش من یادگار از تو

خودت حرفی بزن باخود ! بجانت کر نمی گردی

 

خیانت کرده بودم من مگر از پیش من رفتی

دویدم هرچه دنبالت تو گفتی خر نمی گردی

 

به جانت هر چه از امراض تو دارم ، نمی دانی

شوم قربانی فهمت ! که دیگر  شر نمی گردی

 

پشیمان از طلا گشتم که اینجا جای ماها نیست

بمان در جای خود محکم ! تو دیگر زر نمی گردی

 

"وصال" از تلخی طنزت نه می خندد ، نه می گرید

ز نامردی تو می گریی ، به شعرم بر نمی گردی

 

محمد علی رستمی "وصال"

تاريخ: ۹۳/۱۲/۲۲

شعر : روح الله احمدی

یار از بنده، من از یار بدم می‌آید
یعنی از عامل آزار بدم می‌آید 

البته اولش از یار خوشم می‌آمد
چند وقتی‌ست که از یار بدم می‌آید 

یار! ای عامل خالی شدنِ جیب از پول
با تو از کوچه و بازار بدم می‌آید 

بودنت درد و فشار است، نبودت زشت است
از تو مثل کشِ شلوار بدم می‌آید 

تحت تاثیر غذاهای تو عمری‌ست که از
شام و صبحانه و ناهار بدم می‌آید 

راهِ آرامشم انگار جدایی‌ست فقط
گرچه بسیار از این کار بدم می‌آید 

ماندنِ پیش تو عادت شده، ترکت مرض است
از تو اندازه سیگار بدم می‌آید 

توی اخبار نمودارِ جدیدی دیدم
که از اخبار و نمودار بدم می‌آید 

طبق آمار، همه! مهریه را می‌گیرند
طبق آمار... از آمار بدم می‌آید 

جز ردیف غزلم، قافیه هم تکراری‌ست
خودم از این همه تکرار بدم می‌آید 

نه! نگو قافیه تنگ است، دلم می‌خواهد
هی بگویم که من از یار بدم می‌آید!

موضوعات اشعار طنز ,
برچسب‌ها: شعر طنز
تاريخ: ۹۳/۱۱/۱۳

آی جماعت! چطوره حالات‌تون؟

قربون اون فهم و کمالات‌تون

گردنتون پیش کسی خم‌نشه

از سربنده، سایه‌تون کم‌نشه

راز و نیاز و بندگی‌تون درست

حساب کتاب زندگی‌تون درست

بنده می‌شم غلام دربست‌تون

پیش کسی دراز نشه دست‌تون

از لب‌تون خنده فراری نشه

خدا نکرده، اشکی جاری نشه

باز، یه هوا دلم گرفته امروز

جون شما، دلم گرفته امروز

راست و حسینی‌ش، نمی‌دونم چرا

بینی و بینی‌ش، نمی‌دونم چرا

فرقی نداره دیگه شهر و روستا

حال نمی‌دن مثل قدیما، دوستا

شاپرک‌ها به نیش مجهز شدن

غریب گزا هم آشناگز شدن

تنگ غروب، که شهر پرشد از «رپ»

ما موندیم و یه کوچه علی چپ

خورشیده می‌نشست که ما پاشدیم

رفتیم و گم شدیم و پیدا شدیم

رفتیم و چرخی دور میدون زدیم

ماه که در اومد، به بیابون زدیم

آخ که بیابون چه شبایی داره

شب تو بیابون چه صفایی داره

شب تو بیابون خدا بساط کن

اون جا بشین با خودت اختلاط کن

دل که نلرزه، جز یه مشت گل نیست

دلی که توش غصه نباشه، دل نیست

این در و اون در زدناش قشنگه

به سیم آخر زدناش قشنگه

از ابوالفضل زوری نصرآباد

 

موضوعات اشعار طنز ,
برچسب‌ها: شعر طنز
تاريخ: ۹۳/۱۱/۰۶




از آن روزي كه مو جانان گرفتم تو گويي مو بلاي جان گرفتم!


همه دارن زني رنگ شكوفه مو رفتم رنگ بادمجان گرفتم!



دلا از خود جدا افتاده اي تو ببين اكنون ، كجا افتاده اي تو؟

گرفتي زن برفتي بين مرغان به قد قد قد قدا افتاده اي تو !



ز دست دختر و مادر زنم ، مو هميشه بر سر خود ميزنم ، مو

مجرد بودم و شير ژياني ولي حالا كم از يك ارزنم ، مو!



از اينجا مي روم چون سوي خانه شود آغاز ، كار توي خانه

زماني صحبت از مردانگي بود ببين حالا تو كدبانوي خانه !



عيال نازنين بهتر از جان ! نشسته در كنار بنده الان

نشسته توي دستش گوشت كوبي ازاين رو ميكنم تعريف از ايشان!

موضوعات اشعار طنز ,
برچسب‌ها: شعر طنز
تاريخ: ۹۳/۱۰/۲۱

 

شعر طنز ایمیل مجنون به لیلی

داد مجنون بهر ليلي يك ايميل

گفت ای از هجر تو اشكم چو سيل

ای به قربان قد و بالای تو

من فدای قامت رعنای تو

ناز كم كن ای نگار ناز دار

قهر با من نيست انصاف ای نگار

خواسته ای ميرزا قلمدونت شوم

واله و شيدا و حيرونت شوم

شعر طنز ایمیل مجنون به لیلی

گفته ای نامه ز ايميل بهتر است

دستخط يار ديدن خوشتر است

ليك دور نامه لیلی جان گذشت

دوره ی ايميل يا ايكارد گشت

نامه جانم مال عهد بوق بود

راز دار عاشق و معشوق بود

ایمیل مجنون به لیلی

ناخن تو چون كه گشته مانيكور

خط چشمت چشم ها را كرده كور

نامه بهر تست ديگر املی

ای نگار دلربای سوگلی

گشته چت ديگر به جايش جانشين

دوره ی ايميل گشت ای نازنين

فيبر نوری گشته ديگر اين زمان

جانشين كفتر نامه رسان

شعر طنز ایمیل مجنون به لیلی

بهر تو ايميل خيلي بهتر است

لايق عاشق كشان دلبر است

اسب همت را تو اينك هی بكن

بهر مجنون يك ايميل ریپلی بكن

جوف آن بفرست اتچ های قشنگ

فايل های جور واجور و رنگ وارنگ

عشق من آنلاين تست ای مهربان

صبح و ظهر و عصر و شب در هر زمان

شعر طنز ایمیل مجنون به لیلی

آف مسيجت می فرستم دمبدم

تا كه مهر افزون کنی و ناز كم

اين ايميل را کپی پيست در هارد كن

از برای عاشقان فوروارد كن

با خيال راحت ای يار ملوس

چون كه دارد اين ايميل آنتی ويروس

موضوعات اشعار طنز ,
برچسب‌ها: شعر طنز
تاريخ: ۹۳/۰۹/۱۳
سه غم آمد به جانم، عین مهمان!‏
غریبی و اسیری و غم نان(!)‏


غریبی و اسیری...بی خیالش!‏
غم نان و غم نان و غم نان ...!‏

 

سعید سلیمان پور

تاريخ: ۹۳/۰۸/۰۴
شوخی با سهراب سپهری

*اهل دانشگاهم*
*رشته ام علافیست*
*جیبهایم خالیست*
*پدری دارم*
*حسرتش یک شب خواب!*
*دوستانی همه از دم ناباب*
*و خدایی که مرا کرده جواب*
*اهل دانشگاهم*
*قبله ام استاد است*
*جانمازم نمره!*
*خوب میفهمم سهم آینده من بیکاریست*
*من نمیدانم که چرا میگویند*
*مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار*
*و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست*
*چشم ها را باید شست*
*جور دیگر باید دید*
*باید از مردم دانا ترسید!*
*باید از قیمت دانش نالید!*
*وبه آنها فهماند*
*که من اینجا فهم رافهمیدم*
*من به گور پدر علم و هنر خندیدم*
موضوعات اشعار طنز ,
برچسب‌ها: شعر طنز
تاريخ: ۹۳/۰۷/۳۰

اشعار طنز ناصر فیض ( شوخی با حافظ )

- به آب روشن می عارفی طهارت کرد
- و رفته رفته به این کار زشت عادت کرد!

- برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر
لیلی آمد دم در،گفت:بیا برق آمد!

- آمد از پرده به مجلس عرقش پاک کنید
تا نگویند حریفان که چرا خیس آمد!

- سالها دل طلب جام جم از ما میکرد!
بی خبر بود که ما مشترک کیهانیم

- مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش
گفت:دنیاشده از مشکل پر،این هم روش!

- ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم
اما نه فرت و فرت! که یکبار دیده ایم!

- تو را ز کنگره ی عرش میزنند سفیر!
چرا به کنگره شعر میروی شاعر؟!

- گر شدم رفتگر بهانه مگیر
خاک راه تو رفتنم هوس است!

- در آستین مرقع پیاله کن پنهان
که چوب و غیره در آن ناگهان فرو نکنند

- اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به دستش می دهم کاری که بار آخرش باشد!

- پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست
آنقدر عربده زد آبروی ما را برد!

- وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد
چراغ موشی دشمن کنار لیزر دوست

- چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را
ولی از روی پایم خواهشاً بردار دستت را!

- من،شعر فقط گفته ام از باده و افسوس!
گل در بر و می در کف دیوید بکام است

موضوعات اشعار طنز ,
برچسب‌ها: شعر طنز
تاريخ: ۹۳/۰۶/۳۰

 

امید مهدی نژاد شعری دارد که خیلی به کار روز شعر و ادب می‌آید هر چند حتی یک کلمه هم درباره شعر و ادب در این شعر چند نسخه‌ای وجود ندارد، اما هر عاقلی می‌فهمد که این شعر اندر احوالات شاعری بی‌پول است که او خطاب به یک قلدر پر زور که می‌خواهد از شاعر بیچاره پولی به زور بگیرد، سروده شده است:

آمدی جانم به قربانت، ولی این‌جا چرا
در محل کار ما را می‌کنی رسوا چرا

خوب من، محبوب من، گفتم همان پایین بمان
حرف من را کج شنیدی، آمدی بالا چرا

آمدی، در مقدمت شور قیامت شد به‌پا
می‌زنی در را، بزن، آخر ولی با پا چرا

گفتی این‌جا جای من بوده‌ست، من گفتم به چشم
با زبان خوش بگو پا می‌شوم، تیپا چرا

تا به اینجا محوری در شعر من موجود بود
یک‌ دو بیتی هم همین‌طوری بسازم با «چرا»:

با تو ام، بابای لیلا! عاشقان را درک کن
عاشق مجنون‌صفت را می‌کنی دعوا چرا

موضوعات اشعار طنز ,
برچسب‌ها: شعر طنز
تاريخ: ۹۳/۰۶/۱۹

راشد انصاری

بنده حتی شده با زور تو را می خواهم
تا بدانی به چه منظور تو را می خواهم!

عاشقی کار ِ دل است و دو طرف بی تقصیر
طبق فرمایش مذکور تو را می خواهم

گرچه “آن جور…” که گفتم نشود ، اما باز
مطمئن باش که “این جور…” تو را می خواهم

آن شب وصل که گفتند ولی نزدیک است
لاجرم مدتی از دور تو را می خواهم!

مطربی چون که حرام است در اسلام ِ عزیز
بی دف و تنبک و تنبور تو را می خواهم!

از همان بدو تولد که بگیری …آن وقت ،
برسی…تا به لب گور تو را می خواهم

زشتی ات هر چه که باشد به نظر زیبایی
این من ِ کله خر و کور تو را می خواهم!

موضوعات اشعار طنز ,
برچسب‌ها: شعر طنز
تاريخ: ۹۳/۰۶/۱۴

رضا احسان پور

آرام و قرار، ناصر فیض
چون قرص فشار، ناصر فیض!

در همهمه‌ی خروس و اردک
آواز هَزار، ناصر فیض

ظاهر، گس و باطنش ز یاقوت
مانند انار، ناصر فیض

از منظر زلف، جمع اضداد
دارا و ندار، ناصر فیض

از منظر ریش، ریش دارد
سالی دو سه بار، ناصر فیض

از منظر سایر موارد
بی نقش و نگار، ناصر فیض

موصوف عبارت شریف است
چون شهر مزار، ناصر فیض

جنس بدلیش نیست حتّی
در لابراتوار، ناصر فیض

ترک است و قمی و اهل تهران!
بی شهر و دیار، ناصر فیض

چون «ناصرِ خسرو»! هست دائم
در گشت و گذار، ناصر فیض

آوازه‌ی شهرتش رسیده
تا اوج منار، ناصر فیض

هر چند که می‌شود، نکرده
با مغز فرار، ناصر فیض

خورده است زیاد خاک صحنه
با گرد و غبار، ناصر فیض

در طول حیات خود نبوده...
چون مساله‌دار، ناصر فیض...

با لطف برادران حوزه
شد مرتبه دار، ناصر فیض

یک عمر به کسب فیض پرداخت
در دفتر کار، ناصر فیض

هی شعر سرودن و شنیدن
کارش بسیار، ناصر فیض

هر سال کتاب می‌دهد هی
چون روزشمار، ناصر فیض

پشت سر هم کتاب‌ها را
کرده است قطار، ناصر فیض

از قفل و کلید، گفته در آن
تا درز و شیار، ناصر فیض

بیرون ز تراش کرده در جلد
آنجای خیار، ناصر فیض

"حافیض" هر آنکه خوانده، گفته است
حافظ به کنار؛ ناصر فیض!

یخ نیست دَمش همیشه گرم است
همچون سشوار، ناصر فیض

ما بوته‌ی شعر طنز هستیم
هم‌قدّ چنار، ناصر فیض

صدها صلوات و چند احسنت
بر حضرت یار، ناصر فیض

 

ناصر فیض ؛ شاعر طنز پرداز

 

موضوعات اشعار طنز ,
برچسب‌ها: شعر طنز
تاريخ: ۹۳/۰۵/۲۷
ست شده مانتوی تو با شال و با شلوار جین
می خری عطر از فرانسه کفش ، از بازار چین


کفش صندل، پای بی جوراب و لاکی صورتی
هرکسی را می کشد سمت خودش این ویترین


با چنین وضعی خصوصا راه وقتی می روی
هیچ چیزی کم نداری شیک شیکی آفرین


در غروبی دعوتت کردم به کافی شاپ دِه
چای خوردن با تو می چسبدغروبی نازنین


ناز کردی برنگشتم هی هوایی تر شدم
پیش خود گفتم که شاید قسمتم باشد همین


حیف بودی او فریبت داد و رفت از روستا
بقیه را رمزی بگویم یا ولش کن نقطه چین


علی دولتیان

موضوعات اشعار طنز ,
برچسب‌ها: شعر طنز
تاريخ: ۹۳/۰۴/۲۸
صوفی صابری

سعی کردم که بمانی و بریدی به درک

کارمان را به غـم و رنج کشیدی به درک

به جهنم که از این خانه فراری شده ای

عاشقت بودم و هرگــز نشنیدی به درک

میوه ی کال غـــــزل بودم و از بخت بدم

تومرا هرگز ازاین شاخه نچیدی به درک

فرق خرمهره و گوهر تو نفهمیدی چیست

جنس پاخورده ی بازار خریدی بـــــــه درک

دانه پاشیدم و هربار نشستم به کمین

سادگی کردی و از دام پریدی بــه درک

عاقبت سنگ بزرگی به سرت خواهد خورد

میکشی از تـــــه دل آه شدیدی بــــه درک

نوشدارو شدی اما بــه گمانم قدری

دیر بالای سرکشته رسیدی به درک...

موضوعات اشعار طنز ,
برچسب‌ها: صوفی صابری
در باره سایت
همه روز روزه بودن،‌ همه شب نماز کردن

همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن

شب جمعه‌ها نخفتن،‌ به خدای راز گفتن

ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن

به خدا که هیچ کس را ، ثمر آنقدر نباشد

که به روی ناامیدی در بسته باز کردن


بازدید کننده محترم

خوش آمدید ..... وبلاگ " گنجینه ی بهترین شعرها
"اوقات خوشی برای شما آرزو می کند .

اينجا ديباچه ايست از آثار شاعرانی كه شعرهایشان
برگ زرينی است بر دفتر ادبيات ما.... من ، تنها حک
ميكنم و اين بيتها شوريدگی را بر دفتر اين وبلاگ
می افزاید. ارتباطی بين من و شاعران اين ابيات
غير از شعرهاشان نيست... برای ارتباط با هر يک
از شاعران به وبلاگ و سايت شخصي ِ خود ِ شاعر
مراجعه كنيد و از این که نام خود را شایسته ذکر
نمی دانم از عزیزان طلب عفو دارم ...

عزیزانی که تمایل دارند می توانند این وبلاگ را با نام
" گنجینه بهترین شعرها " لینک فرمایند .
در ضمن برای حمایت ما می توانید کد لوگوی زیر را
در سایت یا وبلاگ خود قرار دهید :


<div style="text-align: center;">
<a href="http://temenna.blogfa.com/
" target="_blank" title=
"گنجینه ی بهترین شعرها"><img src=
"http://8pic.ir/i
mages/
220832640619
45885901.gif" /></a></div><p>


با تشکر فراوان مدیریت وبلاگ


پیج رنک گوگل : 3
تاریخ افتتاح وبلاگ : 1/11/90
سابقه فعالیت : 3 سال و 3 ماه
تعداد اعضای خبرنامه این وب سایت 986 نفر



عضویت در خبر نامه این وب سایت ؛ نام خودتان را در مستطیل اولی و ایمیل خودتان را در مستطیل دومی وارد کنید و بعد بروی آیکن ارسال به خبر نامه کلیک کنید





.... بنر دوستان ؛ تک 98

 

سیــمرغ

سیمرغ قافــــ لانتی






  • برای دیدن تازه ترین بروز رسانی ها به روی عناوین زیر کلیک کنید ؛
    لیست اشعار شاعران
    لينک هاي مفيد


    
    برچسب ها
    اشعار سایر شعرا (193) , بهترین اشعاری که خوانده ام (81) , مولانا (69) , بهترین شعرهایی که خوانده ام (65) , بهترین شعرهای سپید (43) , حافظ (36) , شعر طنز (36) , ترجمه ی اشعار خارجی (32) , سعدی (27) , هوشنگ ابتهاج (23) , محمد علی رستمی (22) , سهراب سپهری (21) , سید محمد رضا هاشمی زاده (19) , شهریار (18) , رهی معیری (17) , فاضل نظری (16) , فریدون مشیری (15) , قیصر امین پور (13) , محمد علی بهمنی (13) , فردوسی (12) , صائب تبریزی (12) , احمد شاملو (11) , نجمه زارع (11) , مهدی فرجی (11) , مهدیه لطیفی (10) , فروغ فرخزاد (10) , پروین اعتصامی (10) , حسین منزوی (10) , جلیل صفر بیگی (9) , حامد عسکری (9) , حسین پناهی (9) , بابا طاهر همدانی (9) , شهراد میدری (9) , محمد علی رضاپور (9) , وحشی بافقی (8) , عطار نیشابوری (8) , سیمین بهبهانی (7) , رسول یونان (7) , محمد مهدی سیار (7) , بهروز یاسمی (7) , غلامرضا طریقی (7) , بیدل دهلوی (6) , سهیل محمودی (6) , مژگان عباسلو (6) , مهدی سهیلی (6) , سعید بیابانکی (6) , ایرج میرزا (6) , حمید مصدق (6) , مریم حیدرزاده (6) , علیرضا آذر (6) , نادر نادر پور (6) , لیلا کرد بچه (5) , رویا باقری (5) , کارو دردریان (5) , شمس لنگرودی (5) , امیر خسرو دهلوی (5) , یوسفعلی میرشکاک (5) , امید صباغ نو (5) , اصغر معاذی (5) , ملک الشعرای بهار (4) , نظامی گنجوی (4) , سید حمید رضا برقعی (4) , سیف فرغانی (4) , محمد قهرمان (4) , کاظم بهمنی (4) , سید مهدی موسوی (4) , کیوان شاهبداغی (4) , معینی کرمانشاهی (4) , فاطمه اختصاری (4) , اردلان سرفراز (4) , گروس عبدالملکیان (4) , عمران صلاحی (4) , محمد کاظم کاظمی (4) , افشین یداللهی (4) , سید حسن حسینی (4) , رضا شیبانی (4) , یدالله گودرزی (4) , مجید پارسا (4) , سیروس اسدی (4) , پروانه زینلی (4) , سمیه محمدیان (3) , همایون علیدوستی (3) , بهروز جوانمرد (3) , خاجوی کرمانی (3) , ابوالقاسم لاهوتی (3) , شاطر عباس صبوحی (3) , فایز دشتی (3) , میلاد عرفان پور (3) , نیما یوشیج (3) , شفیعی کدکنی (3) , شیخ بهایی (3) , عباس معروفی (3) , عماد خراسانی (3) , عارف قزوینی (3) , سید علی صالحی (3) ,
    ابزارک هاي وبلاگ


     RSS 

    خوشنویسی با خودکار