شب، سکوت، انتظار - یوسفعلی میرشکاک

یوسفعلی میرشکاک :

شب، صدای سوت پاسبون

شب، هوای گرم پشت بون

شب، هراس آفتاب گرم ظهر و کار

شب، سکوت، انتظار


***


_بوی قیر و شن هنوز تو دماغمه

از دلم بلنده بوی گیر و دار یه حموم گرم

روی بالشای غلطکی

یه لحاف بی قرار

آرزوی ابوالقاسم حالت

شعر طنز - ابوالقاسم حالت :

طفل خود را گرفته دربر خویش

بود زن در قفای شوهر خویش

دوستی نوجوان رسید ز دور

گشت شوهر ز دیدنش مسرور

خواست سنت به جای آوردن

همراهان را معرفی کردن

گفت:این است خانم بنده

وان دگر وارثم در آینده

نوجوان دیدمادر و فرزند

هر دو هستند خوشگل ودلبند

گفت با لهجه ای که روشن بود:

کاش این بچه بچه ی من بود!