شعر شب یلدا

دو قدم مانده به رقصیدن برف...
یک نفس مانده به سرما و به یخ...
چشم در چشم زمستانی دگر...
تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان...
یک سبد عاطفه دارم همه تقدیم شما....
یلداتون مبارک 

متن شعر ترانه مسلمانان با صدای چنگیز حبیبیان

 

برون شو ای غم از سینه که لطف یار می‌آید

تو هم ای دل ز من گم شو که آن دلدار می‌آید

نگویم یار را شادی که از شادی گذشتست او

مرا از فرط عشق او ز شادی عار می‌آید

مسلمانان مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید

که کفر از شرم یار من مسلمان وار می‌آید

برو ای شکر کاین نعمت ز حد شکر بیرون شد

نخواهم صبر گر چه او گهی هم کار می‌آید

روید ای جمله صورت‌ها که صورت‌های نو آمد

علم هاتان نگون گردد که آن بسیار می‌آید

مسلمانان مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید

که کفر از شرم یار من مسلمان وار می‌آید

در و دیوار این سینه همی‌درد ز انبوهی

که اندر در نمی‌گنجد پس از دیوار می‌آید

مسلمانان مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید

که کفر از شرم یار من مسلمان وار می‌آید

 

شعر از : حضرت مولانا

خواننده : چنگیز حبیبیان

متن اهنگ مادر حبیب محبیان

 

متن اهنگ مادر حبیب محبیان :

مادر .. بی تو تنها و غریبم

اتاق خالی ام بی تو چه سرده

مادر

مادر خوب و قشنگم

بدون تو دل من پر درده

فضای خونه بی بوی تو هیچه

صدای تو هنوز اینجا می پیچه

مادر … مادر

هنوزم تو دلم

تموم قصه هات

جوونه

خاله سوسکه دیگه

شعر آشتی مثه

قدیما نمی خونه

مادر …

مادر

شبا باصدای

لالایی های تو خوابیدم

لالایی

مادرم

حالا نوبت توست

تو بخواب امیدم

مادر … مادر

مهدی حمیدی شیرازی / شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

 

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

فریبنده زاد و فریبا بمیرد


 شب مرگ تنها نشیند به موجی

رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

 

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

که خود در میان غزل ها بمیرد


 گروهی بر آنند که این مرغ شیدا

کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد


 شب مرگ از بیم آنجا شتابد

که از مرگ غافل شود تا بمیرد

 

من این نکته گیرم که باور نکردم

ندیدم که قویی به صحرا بمیرد


 چو روزی ز آغوش دریا برآمد

شبی هم در آغوش دریا بمیرد


 تو دریای من بودی آغوش باز کن

که می خواهد این قوی زیبا بمیرد

 

شاعر : مهدی حمیدی شیرازی

خواننده : عباس مهر پویا

متن ترانه / پشت این پنجره ها داره بارون میباره

 

پشت این پنجره ها وقتی بارون میباره
وقتی آهسته غروب ، تو خونه پا میذاره


وقتی هر لحظه نسیم ،توی باغچه ها میاد
توی خاک گلدونا، بذر حسرت میکاره


وقتی شبنم میشینه ، رو غبار جاده ها
وقتی هر خاطره ای تورو یادم میاره


وقتی توی آینه، خودمو گم میکنم
میدونم که لحظه هام ، رنگ آبی نداره


تازه احساس میکنم که چشام بارونیه
پشت این پنجره ها داره بارون میباره


تازه احساس میکنم که چشام بارونیه
پشت این پنجره ها داره بارون میباره

 

شاعر : نسرین جعفری

خواننده : ناصر عبداللهی

عبدالجواد موسوی / متن آهنگ تیتراژ سریال چرخ و فلک

 

متن آهنگ تیتراژ سریال چرخ و فلک /  سالار عقیلی

در فصل بارش سنگ همچو ایینه بمان

بر جان دشت تشنه بنویس از عطر بهاران

در انتظار فردا شب را سحر کن

با کوله باری از نور از شب گذر کن

سر مست و عاشقانه در خود نظر کن

بشکن در قفس را از تن رها شو

درمان درد دردمندان را دوا شو

از خود دمی بیرون آ

محو خدا شو

خورشیدی در جان تو پنهان است

دریا از یاد تو پریشان است

عاشق شو زیرا عاشق انسان است

خورشیدی در جان تو پنهان است

دریا از یاد تو پریشان است

عاشق شو زیرا عاشق انسان است

دنیا در چشم عاشق نفسی است

بی عشق عالم قفسی است

ازاد از بند و دام قفس شو

با عشق همنفس شو

در انتظار فردا شب را سحر کن

با کوله باری از نور از شب گذر کن

سر مست و عاشقانه در خود نظر کن

بشکن در قفس را از تن رها شو

درمان درد دردمندان را دوا شو

از خود دمی بیرون آ

محو خدا شو

خورشیدی در جان تو پنهان است

دریا از یاد تو پریشان است

عاشق شو زیرا عاشق انسان است

 

خواننده : سالار عقیلی

شاعر : عبدالجواد موسوی

اردلان سرفراز/ چشم من! بیا منو یاری بکن

 

چشم من! بیا منو یاری بکن 
گونه‌هام خشکیده شد، کاری بکن! 
غیر گریه مگه کاری می‌شه کرد؟ 
کاری از ما نمیاد، زاری بکن! 

 

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد 
تا قیامت دل من گریه می‌خواد! 

هرچی دریا رو زمین داره خدا 
با تموم ابرای آسمونا 

کاشکی می‌داد همه رو به چشم من 
تا چشام به حال من گریه کنن! 

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد 
تا قیامت دل من گریه می‌خواد! 

قصه‌ی گذشته‌های خوب من 
خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن 

حالا باید سر رو زانو بذارم 
تا قیامت اشک حسرت ببارم 

دل هیشکی مثل من غم نداره 
مثل من غربت و ماتم نداره 
حالا که گریه دوای دردمه 
چرا چشمم اشکشو کم میاره؟ 

خورشید روشن ما رو دزدیدن 
زیر اون ابرای سنگین کشیدن! 

همه جا رنگ سیاه ماتمه 
فرصت موندنمون خیلی کمه! 

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد 
تا قیامت دل من گریه می‌خواد! 

سرنوشت چشاش کوره، نمی‌بینه! 
زخم خنجرش می‌مونه تو سینه 
لب بسته، سینه‌ی غرق به خون 
قصه‌ی موندن آدم همینه 

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد 
تا قیامت دل من گریه می‌خواد! 

اردلان سرفراز

محمد زارعی / تردید

 

آخ دلم هیشکی کنارت نیست، سرکن با خودت
زیر و رو شو، دنیا رو زیر و زبر کن با خودت
وقتی می‌بینی خودت داره کلافت می‌کنه
ازخودت پاشو، خودت باش و سفر کن باخودت

 

هر زمستون پیش از این که ریشه پابندت کنه 
شاخه‌تو بردار و تمرین تبر کن با خودت 
یا بساز و دونه دونه مرگ برگات‌و ببین 
یا بسوز و جنگلی رو شعله‌ور کن با خودت 

سر بچرخونی مسیر روبه‌روتو باختی
از پل تردید با قلبت گذر کن با خودت
تنها موندی با خودت، با دشمنت، با دوستت
آخ دلم هیشکی کنارت نیست، سرکن با خودت

هر زمستون پیش از این که ریشه پابندت کنه 
شاخه‌تو بردار و تمرین تبر کن با خودت 
یا بساز و دونه دونه مرگ برگات‌و ببین 
یا بسوز و جنگلی رو شعله‌ور کن با خودت 

ترانه ‌سرا: محمد زارعی

اردلان سرفراز / سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی

 

سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی 
نگفتم گفتنی‌ها رو، تو هم هرگز نپرسیدی 

شبی که شام آخر بود، به دست دوست خنجر بود 
میان عشق و آینه یه جنگ نابرابر بود 

 

چه جنگ نابرابری، چه دستی و چه خنجری 
چه قصه‌ی محقری، چه اول و چه آخری 

ندانستیم و دل بستیم، نپرسیدیم و پیوستیم 
ولی هرگز نفهمیدیم شکار سایه‌ها هستیم 

سفر با تو چه زیبا بود، به زیبایی رویا بود 
نمی‌دیدیم و می‌رفتیم، هزاران سایه با ما بود 

سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی 
نگفتم گفتنی‌ها رو، تو هم هرگز نپرسیدی 

در آن هنگامه‌ی تردید، در آن بن‌بست بی امید
در آن ساعت که باغ عشق به دست باد پرپر بود 
در آن ساعت هزاران سال به یک لحظه برابر بود 
شب آغاز تنهایی، شب پایان یاور بود

اردلان سرفراز

متن ترانه “قرار بیقراران”تیتراژ برنامه قراربیقراران،

 

ترانه “قرار بیقراران”تیتراژ برنامه قراربیقراران :

عاشقی دوباره گل کرد توو هوای شهر باران
آسمون داره می باره تا قرار بی قراران

کوثر و زمزم و تسنیم جلوه هایی از بهشته
هرکسی اهل خدا بود می شه بهتر از فرشته

عاشقا روزه می گیرن به هوای دیدن یار
زیر لب دعا می خونن توی لحظه های افطار

کار و بار مهربونی سکه می شه مثل خورشید
توی هرآیه روشن می شه عاشقی رو فهمید

عاشقی دوباره گل کرد تو هوای شهر باران
آسمون داره می باره تا قرار بی قراران

عاشقا روزه می گیرن به هوای دیدن یار
زیر لب دعا می خونن توی لحظه های افطار

کار و بار مهربونی سکه می شه مثل خورشید
توی هرآیه ی روشن ، می شه عاشقی رو فهمید

*شاعر : شهاب گودرزی
*خواننده: مجتبی مصری ،امیدرمضانی

اهورا ایمان / بوی شرجی

 

اهل باران،اهل دریا
اهل اندوه غروبیم
از دیار شعروشرجی
ازکویروازجنوبیم

از کویر صاف وساده
ازجنوب خردوخسته
سرو آزادی تکیده
بال پروازی شکسته

خسته ایم اما نه خاموش
شاعر دریاودردیم
مرد مردستان بندر
مردمیدان نبردیم

روز عشق وآتش وخون
مردی مردانه ماییم
بادل خسته دلیریم
بالب بسته صداییم

اهل خاک تشنه اما
دل به دل دریاترینیم
باصداقت همصداییم
باسخاوت همنشینیم

همنشین ماه ودریا
هم هوای بوی شرجی
شروه خوان بغض بندر
آشنای بوی شرجی


ترانه سرا : اهورا ایمان

خواننده : ناصر عبداللهی

متن آهنگ تاوان / ترانه سرا : روزبه بمانی

 

منو جون پناه خودت کن برو ، بذار پای این آرزو وایستم
به هر کی بهم گفت ازت رد شده ، قسم می خورم من خودم خواستم

منُ جون پناه خودت کن برو ، من از زخم هایی که خوردم پُرم
تو باید از این پله بالا بری ، تو بالا نری من زمین می خورم

درست لحظه ای که تو باید بری ، اسیر یه احساس مبهم شدیم
ببین بعد یک عمر پرپر زدن ، چه جای بدی عاشق هم شدیم

برای تو مردن شده آرزوم ، یه حقی که من دارم از زندگیم
نگاه کن تو این برزخ لعنتی ، چه مرگی طلبکارم از زندگیم

به هرجا رسیدم به عشق تو بود ، کنار تو هرچی بگی داشتم
ببین پای تاوان عشقم به تو ، عجب حسرتی تو دلم کاشتم

اگه فکر احساسمونی برو ، اگه عاشق هردومونی برو
تو این نقطه از زندگی مرگ هم ، نمی تونه از من بگیره تو رو …

نام آهنگ :  تاوان
ترانه سرا : روزبه بمانی

خواننده : احسان خواجه امیری

 

روزبه بمانی / دیگه بعد از این سمت من بیای

 

تب تو از لحظه های من نگیر ، این همون داغیه که می پرستم

وقتی که دستاتو می گیرم ببین ، اختیار کل دنیا دستمه

من که یه عمر پر از بغضم ببین ، واسه ی لبخند تو چه می کنم

زندگی دلیل بغض من نبود ، تو نمی خندی تو نمی خندی که گریه می کنم

دیگه بعد از این سمت من بیای هرچی تو بگی هر چی تو بخوای

دیگه بعد از این سمت من بیای هرچی تو بگی هر چی تو بخوای

خودتو پایین میاری پای من ، که تورو پیدا کنم فقط همین

چیزی جز افتادن از چشمای تو ، منو از بالا نمیزنه زمین

از خودم خیلی خجالت می کشم ، وقتی حتی از منم دلت پره

وقتی حالتو عوض نمی کنم ، بودن من به چه دردی می خوره

تب تو از لحظه های من نگیر

دیگه بعد از این سمت من بیای هرچی تو بگی هر چی تو بخوای

دیگه بعد از این سمت من بیای هرچی تو بگی هر چی تو بخوای

 

ترانه سرا : روزبه بمانی

خواننده : محسن یگانه

(تیراژ برنامه ی ماه عسل )

افشین یداللهی / کدوم خواستن کدوم جنون کدوم عشق

کدوم خواستن کدوم جنون کدوم عشق  .. شاید خیلی از این حرفا دروغه 
تا وقتی باهمیم از عشق میگیم .. نباشیم قولمون حتا دروغه 

از این عشقایی که زنجیر میشه .. هوس‌هایی که دامن‌گیر میشه 
می‌ترسم چون دلم بی‌اعتماده .. به احساسی که بی‌تأثیر میشه 

 

نه اینکه عاشقی حال خوشی نیست .. نه اینکه  زندگی بی‌عشق میشه 
فقط کاش بین این حسای مبهم .. بفهمم آخرش چی عشق میشه 

مث حرفی که نگاهی .. نمی‌گفته و می‌گفته
اتفاقیه که گاهی .. نمی‌افته و می‌افته 

حس یخ زدن تو آتیش .. حال سوختن تو سرما
تو بیداری یه خیاله .. یه حقیقته تو رویا 

تو فکرش نیستیم‌ و پیداش میشه .. ولی وقتی که باید باشه میره 
به حال و روز ما کاری نداره .. همیشه یا براش زوده یا دیره 

نه اینکه عاشقی حال خوشی نیست .. نه اینکه زندگی بی‌عشق میشه 
فقط کاش بین این حسای مبهم .. بفهمم آخرش چی عشق میشه

 

افشین یداللهی

متن شعر تیتراژ پایانی سریال معمای شاه / افشین یداللهی

 

تیتراژ پایانی سریال معمای شاه 

 

ایران به آتش می‌کشد، خاموشی تاریخ را
هوشیار پایان می‌دهد، مدهوشی تاریخ را 

ایران به شوق زندگی، در مرگ رویین‌تن شده
مرد و زنش تلفیقی از، ابریشم و آهن شده

ایران پر است از عاشقان، این گنج‌های بی‌شمار
مرزیست پر گوهر ولی، با رنج‌های بی‌شمار

در بند بنشانم ولی، از بند‌ها آزاد شو
قلب مرا ویران کن، با خون من آباد شو

ما قرن‌ها پای وطن، پیدا و پنهان مانده‌ایم
ما پای فرهنگی کهن، با نام ایران مانده‌ایم

ایران به آتش می‌کشد، خاموشی تاریخ را
هوشیار پایان می‌دهد، مدهوشی تاریخ را

ایران به شوق زندگی، در مرگ رویین‌تن شده
مرد و زنش تلفیقی از، ابریشم و آهن شده

ایران پر است از عاشقان، این گنج‌های بی‌شمار
مرزیست پر گوهر ولی، با رنج‌های بی‌شمار

 

 

سراینده : افشین یداللهی

خواننده : سالار عقیلی