اشعار خاص رسول یونان

این ابرها را
من در قاب پنچره نگذاشته‌ام
که بردارم
اگر آفتاب نمی‌تابد
تقصیر من نیست
با این همه شرمنده‌ی توام
خانه‌ام
در مرز خواب و بیداری‌ست
زیر پلک کابوس‌ها
مرا ببخش اگر دوست‌ات دارم
و کاری از دستم بر‌نمی‌آید

..................
رسول یونان

شعر ترکی تئلفون رسول یونان با ترجمه ی فارسی

شعر ترکی " تئلفون " رسول یونان با ترجمه ی فارسی :

ایل‌لردیر

بیر تئلفون بئینیمده زنگ چالیر

اونو گؤتوره بیلمیرم

ایل‌لردیر نه گئجه‌م وار نه گوندوزوم!

آمما مندن یازیغی دا وار

او، منه تئلفون آچاندی!

ترجمه شعر :

سال‌هاست

تلفنی در جمجمه‌ام زنگ می‌زند

و من نمی‌توانم گوشی را بردارم

سال‌هاست شب و روز ندارم

اما بدبخت‌تر از من هم هست

او همان کسی‌ست که به من زنگ می‌زند!

از : رسول یونان

یکی از جدید ترین شعرهای رسول یونان

یکی از جدید ترین شعرهای رسول یونان :

نیامدنش را باور نمی کنم

غیر ممکن است

او نیامده باشد

حتما، حالا

زیر باران مانده است

و نا امید و خسته

در خیابان ها قدم می زند

من به باز بودن درها...

مشکوکم..

انسان قرن بیست و یکم از رسول یونان

با شعر و سیگار

به جنگ نابرابری ها می روم

من، دون کیشوتی مضحک هستم

که جای کلاهخود و سرنیزه

مدادی در دست و قابلمه ای بر سر دارد

عکسی به یادگار از من بگیرید

من انسان قرن بیست و یکم هستم!

از رسول یونان

از بهترین های رسول یونان

این شهر

شهر قصه های مادر بزرگ نیست

که زیبا و آرام باشد

آسمانش را

هرگز آبی ندیده ام

من از اینجا خواهم رفت

و فرقی هم نمی کند

که فانوسی داشته باشم یا نه

کسی که می گریزد

از گم شدن نمی ترسد.

شعر از : رسول یونان

در این شهر دود و آهن

رسول یونان :

داشتم از این شهر میرفتم

صدایم کردی

جا ماندم

از کشتی ای که رفت و غرق شد

البته...

این فقط می تواند یک قصه باشد

در این شهر دود و آهن

دریا کجا بود

که من بخواهم سوار کشتی شوم و...

تو صدایم کنی

فقط می خواهم بگویم

تو نجاتم دادی

تا اسیرم کنی

اشتباه دل انگیز

نه امپراطورم

و نه ستاره ای در مشت دارم

اما خودم را

با کسی که خیلی خوشبخت است

اشتباه گرفته ام

و به جای او نفس می کشم

راه می روم

غدا می خورم

می خوابم و...

چه اشتباه دل انگیزی...

شعر از : رسول یونان

بازگشت

رسول یونان :

آتش و آدم


ترکیبی نامتجانس است


من از میان این آتش گر گرفته


در رویاها و عشق ها


غیر ممکن است سالم برگردم


بازگشت من


اندوه بار خواهد بود


کاش مثل نان بودم


چه زیبا بر می گردد

از سفر آتش!