معرفی کتاب "چشمان تو انقلاب را رنگی کرد" امیرحسین پناهنده

چشمان تو انقلاب را رنگی کرد

چشمان تو انقلاب را رنگی کرد ” نام سومین اثر امیرحسین پناهنده هست که در قالب رباعی توسط نشر “ایهام” منتشر شده است. این کتاب شامل ۵۳ رباعی‌ست که درون مایه‌ی اشعار آن، شبیه دو اثر دیگر امیرحسین پناهنده، اجتماعی و در برخی اشعار، عاشقانه‌ست.

با هم چند رباعی از این کتاب می‌خوانیم:

از سايه ي انتظار خود مي ترسيم

موجيم كه از قرار خود مي ترسيم

تا حال زمستاني مان پابرجاست؛

از عـاقبتِ بهـار خود مي ترسيم!

“ امیرحسین پناهنده ”

————————

تلقینِ تبسمی کذایـی در خواب

محکوم به دردیم و پر از بغض سراب

شب

راه

نگاه و

یک جهان تنهایی…

ماه‌یـم،به شکل سایه ای در مرداب!

“ امیرحسین پناهنده ”

————————

در سايه‌ي بي رحم زمستاني سرد

تثبيت حضـور درد ها بعـد از درد

يكدفعه نگاهم به نگـاهت افتاد؛

چشمـانِ تو انقلاب را رنگي كرد!

“ امیرحسین پناهنده ”

اشعار امیرحسین پناهنده "تو"

وقتی که تو را دید به هم ریخت و بعد...
با حال بدش خوب گلاویخت و بعد...
شعری شد و در مصرع آخر هم دل؛
بر گردن خود حلقه ای آویخت و بعد...

اشعار امیرحسین پناهنده  "سخنی با استاد محمدرضا شجریان"

به استاد محمدرضا شجریان:
وضعیت ما دو بال و پر می طلبد
یا دادن دست یا که سر می طلبد!
استاد کجایی که در این حال و هوا؛
آواز خوش مرغ سحر می طلبد!

اشعار امیرحسین پناهنده "غروب"

منسوخ ترین گونه ی راز آلودیم
بر روی زمین قبلیه ای مطرودیم
خورشید میان آسمان بود ولی؛
ما عاشق لحظه ی غروبش بودیم!

اشعار امیرحسین پناهنده

از صبر پُرم...زمان برایم بفرست
در حسرت مرگ، جان برایم بفرست
حالا که زمین هوای رفتن دارد،
یک تکه از آسمان برایم بفرست!

اشعار امیرحسین پناهنده  "صبر"

ما معنی صبریم،
زمان با ما نیست
قربانی دردیم،
زبان با ما نیست
ما بغض فروخورده ی در تنهایی؛
همخوابه ی مرگیم، جهان با ما نیست!

اشعار امیر حسین پناهنده

گلچینی از رباعیات امیرحسین پناهنده

يك حس عميق و ناب يادت باشد
احـوال منِ خـراب يادت باشد
يك لحظه مرا ديدي و چشمت بستي،
خود را كه زدي به خواب يادت باشد!

،، اميرحسين پناهنده

اشعار امیرحسین پناهنده

گلچینی از اشعار امیر حسین پناهنده

ما با هم و انگار كه بي هم بوديم
در كام هم از روز ازل سم بوديم
از دور شبيه شهري اباد ولي،
در باطن خود زلزله بم بوديم!

،، اميرحسين پناهنده

اشعار امیرحسین پناهنده

گفتند به او:
جهان پر از زيبايي ست
برگرد بيا كه آسمان رويايي ست

 

حالا كه پرنده از قفس دل كنده؛

پرواز پر از واهمه ي تنهايي ست!

 

"امیرحسین پناهنده"

اشعار امیرحسین پناهنده

يكدفعه ميان حجم غم آمده اي
از خاطره هاي بيش و كم آمده اي
از خيسي سطح كاغذم معلوم است؛
بغضي شده اي كه بر قلم آمده اي!

" اميرحسين پناهنده "

برای مشاهده همه ی اشعار ♥  کلیک ♥ کنید

مردی که به تبعید خودش تن داده (امیرحسین پناهنده)

تفسيـر پر از جنـون و ابهـام زمين

تنهايي بي حصرِ مدرن است ببين!

بيگانه تر از هر آنچه تعبير شده ست؛

ما در خودِ خويش هم غريبيـم،همين.   

"اميرحسين پناهنده"

دومين مجموعه شعر اميرحسين پناهنده توسط نشر ايهام منتشر شد:

نام کتاب "مردی كه به تبعيد خودش تن داده"

خرید اینترنتی کتاب از لینک زیر⬇

            ◀لینک خرید ▶

اشعار امیرحسین پناهنده

هر گاه دلت حال مرا گوش گرفت
یک لحظه سکوت کرد و خاموش گرفت
حالا که تو رفته ای بدان بعد از تو،
فکرت همه شب مرا در آغوش گرفت

 

" امیرحسین پناهنده "

اشعار امیرحسین پناهنده

در گوشه ای اعتکاف می کرد زمین
بر عشق خود اعتراف می کرد زمین
از لحظه ی آشنایی اش با خورشید
یک عمر فقط طواف می کرد زمین

 

"  امیرحسین پناهنده "

اشعار امیرحسین پناهنده

در روح تب آلود جهان می پیچد
در خواب هزار رنگ جان می پیچد
یک واژه به نام مرگ در قامت دوست
هر روز به پای این و آن می پیچد...

" امیرحسین پناهنده "

اشعار امیرحسین پناهنده

شب، حادثه اي كه در زمان گم شده است
شب، قسمتـي از زوال مردم شـده است
از بس كه به شب خيرگي عادت كرديم
بـيـداريِ در روز تـوهـم شـده اسـت...!

 

" امیرحسین پناهنده "