اشعار امیرحسین پناهنده "تو"
وقتی که تو را دید به هم ریخت و بعد...
با حال بدش خوب گلاویخت و بعد...
شعری شد و در مصرع آخر هم دل؛
بر گردن خود حلقه ای آویخت و بعد...
+ نوشته شده در ۱۴۰۱/۰۴/۰۵ ساعت 12:12 توسط bermuda
|
وقتی که تو را دید به هم ریخت و بعد...
با حال بدش خوب گلاویخت و بعد...
شعری شد و در مصرع آخر هم دل؛
بر گردن خود حلقه ای آویخت و بعد...
" به نامش و در پناهش "
جهت ارتباط با مدیریت وبسایت با آیدی های زیر درتماس باشید:
(این وبلاگ با رنکینگ و آمار بازدید عالی ،به فروش میرسد)
آیدی تلگرام bermudam@