متن تاثیر گذار درباره زندگی (ارسالی از دوستان)

دکترا گفتن ۳ روز دیگه بیشتر زنده نمیمونه...
هرکاری از دستم برمیومد براش کردم
هرجا که دلش میخواست بردمش
قرض کردم تا بتونم به آرزوهاش برسونمش
روزا رو باهم خوش بودیم و میخندیدیم
شبا هم میومدیم باهم گریه میکردیم
شاید کسی تجربه نکرده باشه باهم گریه کردن رو
همه معمولا باهم خندیدن
ولی تو این ۳ روز من فهمیدم باهم گریه کردن خیلی بیشتر آرامش میده...
میرفتیم میشستیم به صدای ویالون اون نوازنده خیابونیه گوش میکردیم ، دیگه بی تفاوت از کنارش رد نمیشدیم...
خیایون هارو ساعت ۲ شب باهم قدم میزدیم ...
تا تونستیم همدیگه رو بغل کردیم و بوسیدیم...
۳ روز تموم شد و دیگه نداشتمش...
۲۳ سال نفس کشیدم و راه رفتم و کار کردم و پول درآوردم و جمع کردم، ولی فقط تو ۳ روز معنی زندگی رو فهمیدم و تو این سه روز فقط زندگی کردم
.

شاید یکی از ما هم ۳ روز بیشتر نباشیم
پس زندگی کنیم و قدر همدیگه رو بدونیم...
.  
امیرحسین سرمنگانی 

اشعار محمدعلی رستمی ( وصال میانه ای )

برون نمی رود از دل خیال خام وصالت

اگر چه رفته وصالت ولی خوشم به خیالت

 

شبیه معجزه هستی پر از سوال و معما

هنوز مانده به ذهنم جواب خیل سوالت

 

به پشت شهر تو مانده نزاع ماهی و دریا

درون شهر تو یک کس نمی رسد به کمالت

 

شبی که با تو نشستم شروع زندگی ام شد

شروع تازه ی شعرم ، سرودن از خط و خالت

 

ببین که منتظرم باز دوباره مست تو باشم

عزیز بتکده باشی نگاه من به جمالت

 

اگر چه چیده ای از باغ ما فراوان سیب

بگو ز باغ تو چینم کمی ز سیب حلالت

 

وصال شهر تو باشم کنار خلوت باران

دوباره دل بسپارم به سایه های خیالت

 

شعر از : محمد علی رستمی / وصال میانه ای

متن احساسی "  نزار قبانی "

واژه‌های تو فرش ایرانی‌ست 

چشمانت دو پرستوی دمشقی
که بین دو دیوار در پروازند
قلب من چون کبوتری 
بر آب دستان تو پرواز می‌کند
و قیلوله‌ای می‌کند
در سایه‌ی دیوار

نزار قبانی

ارسالی از دوستان  ( م.رضایی )

قهر کن!
قهر کن هرجور که می خواهی!
احساساتم را جریحه دار کن،
بزن گلدانها و آینه هارا بشکن!
مرا به دوست داشتنِ زنی دیگر متهم کن
هر چه می خواهی بکن
هر چه می خواهی بگو!

تو مثل بچه‌هایی، محبوبِ من!
که دوستشان داریم،هرقدر بد باشند
قهر کن!
حتی وقتی که می خروشی هم خواستنی هستی
خشمگین شو
اگر موج نبود، دریا هم نبود
مثل رگبار، توفانی شو
قلب من همیشه تورا می بخشد

عصبانی شو!
من تلافی نمی کنم،
تو کودکی بازیگوش و مغروری
و من مانده ام چگونه از پرندگان انتقام می گیری.
اگر روزی از من خسته شدی برو
و سرنوشت را متهم کن
و مرا،
برای من همین اشک و اندوه کافی است
سکوت، دنیایی است
و اندوه نیز.

برو! اگر ماندن سخت است
که زمین، زنان را دارد
و عطر را و سیه چشمان را
هنگامی که خواستی مرا ببینی
و چون کودکان،نیازمند مهربانی ام شدی
به قلب من بازگرد
تو در زندگی من مثل هوایی
مثل زمین، مثل آسمان!
قهر کن هرجور خواستی
برو هرجور خواستی
برو هروقت خواستی
امّا سرانجام روزی برمی گردی
آن روز درمی یابی
که « وفاداری»چیست !!

نزار قبانی  برگردانِ دکتریدالله گودرزی

گلچین شاه بیت های شاعران

دنبال کسی باش که دنبال تو باشد

اینگونه اگر نیست به دنبال خودت باش

( اقبال لاهوری )

 

 

آن رفیقی که به دوران غمم دور نرفت

زیر شمشیر غمش رقص کنان خواهم رفت

( میلاد کبیری شندی )

 

 

 

خویش را گم کرده ام در سنگلاخ زندگی !!!

هرچه می گردم نمی دانم کجا افتاده ام

( فاضل نظری )

 

 

ما را برای در به دری آفریده اند

هی می رویم و جاده به جایی نمی رسد

( حسین طاهری )

 

 

حافظا تکیه به ایام چو سهو است و خطا

من چرا عشرت امروز به فردا فکنم ؟

( حافظ )

 

 

بی تعلق شو که در هرگام آسایش کنی

خواب در هرجا که گیرد بینوا را منزل است

( سامعای مازندرانی )

 

 

لب را هنر خنده بیاموز وگرنه

گریاندن یک جمع پریشان هنری نیست

( مهدی سهیلی )

 

 

نردبان این جهان ما و منی است

عاقبت این نردبان افتادنیست

لاجرم هرکس که بالاتر نشست

استخوانش سخت تر خواهد شکست

( مولانا )

 

 

آدمی در عالم خاکی نمی آید بدست

عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی

( حافظ )

 

 

بوی بهبود زِ اوضاع جهان می شنوم

مانده ام کشور من جزء جهان نیست چرا !؟

( روح الله احمدی )

 

 

آسمان فرصت پرواز بلند است ولی

قصه این است که چه اندازه کبوتر باشی

( فریدون مشیری )

 

 

درد دارد که خودت علت لبخند شوی

و دلت در همه حالات پر از غم باشد

( رسول احدی )

 

 

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند

( حافظ )

 

هر دوست که دم زد ز وفا دشمن شد

( حافظ )

 

چون که تدبیر چنین است چه تدبیر کنم ؟

( حافظ )

 

 

دوست دارم که خودم پشت خودم باشم و بس

به تن هیچ عقابی پرو بالی ندهم

( علیرضا آذر )

 

 

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت

دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور

( حافظ )

 

 

هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه !؟

( شهریار )

( حیدربابا )

 

 

هرکس بدِ ما به خلق گوید ما چهره ز غم نمی خراشیم

ما خوبی او به خلق گوییم ، تا هر دو دروغ گفته باشیم

( میلاد کبیری شندی )

 

 

یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد

یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند!

( فروغی بسطامی )

 

 

دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ

ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

( مولانا )

 

 

یا بفرما به سرایم یا بفرما به سر آیم

غرضم وصل تو باشد چه تو آیی چه من آیم

( کشکول طبسی )

 

 

غم مخور جانا در این عالم که عالم هیچ نیست

نیست هستی جز دمی ناچیزو آن دم هیچ نیست!

( ملک الشعرای بهار )

 

 

 

حنظله ربانی

از من مخواه ، از تو خودم را رها کنم
از " صالحین حلقه " ی چشمت جدا کنم

از من مخواه ، ای تو سرودآفرین ترین !
امشب تمام مرثیه ها را صدا کنم

بوییدنت ، زیارت شعر و تغزل است
هرگز مباد ! صحن غزل را رها کنم

قدری بایست ! تا که دو رکعت ببینمت
" لختی بخند " تا به لبت اقتدا کنم

چشمت شریف ؛ چون حَرَمین مطهر است
باید مدافعانه دلم را فدا کنم

لطفاً بگو " به چشم ! " و بیا تا بهارْچشم !
با « إنْ یکاد » چشم تو را بی بلا کنم

" حنظله ربانی "

 

(ارسالی از دوستان)