دنبال کسی باش که دنبال تو باشد

اینگونه اگر نیست به دنبال خودت باش

( اقبال لاهوری )

 

 

آن رفیقی که به دوران غمم دور نرفت

زیر شمشیر غمش رقص کنان خواهم رفت

( میلاد کبیری شندی )

 

 

 

خویش را گم کرده ام در سنگلاخ زندگی !!!

هرچه می گردم نمی دانم کجا افتاده ام

( فاضل نظری )

 

 

ما را برای در به دری آفریده اند

هی می رویم و جاده به جایی نمی رسد

( حسین طاهری )

 

 

حافظا تکیه به ایام چو سهو است و خطا

من چرا عشرت امروز به فردا فکنم ؟

( حافظ )

 

 

بی تعلق شو که در هرگام آسایش کنی

خواب در هرجا که گیرد بینوا را منزل است

( سامعای مازندرانی )

 

 

لب را هنر خنده بیاموز وگرنه

گریاندن یک جمع پریشان هنری نیست

( مهدی سهیلی )

 

 

نردبان این جهان ما و منی است

عاقبت این نردبان افتادنیست

لاجرم هرکس که بالاتر نشست

استخوانش سخت تر خواهد شکست

( مولانا )

 

 

آدمی در عالم خاکی نمی آید بدست

عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی

( حافظ )

 

 

بوی بهبود زِ اوضاع جهان می شنوم

مانده ام کشور من جزء جهان نیست چرا !؟

( روح الله احمدی )

 

 

آسمان فرصت پرواز بلند است ولی

قصه این است که چه اندازه کبوتر باشی

( فریدون مشیری )

 

 

درد دارد که خودت علت لبخند شوی

و دلت در همه حالات پر از غم باشد

( رسول احدی )

 

 

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند

( حافظ )

 

هر دوست که دم زد ز وفا دشمن شد

( حافظ )

 

چون که تدبیر چنین است چه تدبیر کنم ؟

( حافظ )

 

 

دوست دارم که خودم پشت خودم باشم و بس

به تن هیچ عقابی پرو بالی ندهم

( علیرضا آذر )

 

 

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت

دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور

( حافظ )

 

 

هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه !؟

( شهریار )

( حیدربابا )

 

 

هرکس بدِ ما به خلق گوید ما چهره ز غم نمی خراشیم

ما خوبی او به خلق گوییم ، تا هر دو دروغ گفته باشیم

( میلاد کبیری شندی )

 

 

یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد

یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند!

( فروغی بسطامی )

 

 

دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ

ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

( مولانا )

 

 

یا بفرما به سرایم یا بفرما به سر آیم

غرضم وصل تو باشد چه تو آیی چه من آیم

( کشکول طبسی )

 

 

غم مخور جانا در این عالم که عالم هیچ نیست

نیست هستی جز دمی ناچیزو آن دم هیچ نیست!

( ملک الشعرای بهار )