اشعار محمد علی بهمنی
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است،
اکسیر من نه این که مرا شعر تازه نیست ،
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است،
سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست،
درشعر من حقیقت یک ماجرا کم است،
@nabtarinha
تا این غرل شبیه غزل های من شود،
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است،
گاهی ترا کنار خود احساس می کنم،
اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است،
خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست،
آیا هنوز آمدنت را بها کم است،
" محمد علی بهمنی "