جملات زیبا و ماندگار
دنیا اونقدراهم که ما فکر میکنیم جدی نیست !
بی حساب کتاب مهربون باشیم ...
" میلاد کبیری "
دنیا اونقدراهم که ما فکر میکنیم جدی نیست !
بی حساب کتاب مهربون باشیم ...
" میلاد کبیری "
امـــیدوارم ...
همہ چیز در بهترین زمان برایت اتفاق بیوفتد ...
زمانے کہ شور و شوق داری ...
وگرنہ گذر زمان همہ چیز را بی رنگ میکند ...
قناعت میکنم با دردچون درمان نمییابم ،
تحمل میکنم با زخم چون مرهم نمیبینم !
" سعدی "
.
.
اولش یکم سخته کم کم اما ، عادت میکنی ...
به صبحهایی که
به محض باز شدن چشات ، نخواد به کسی صبح بخیر بگی ،
عادت میکنی به کسی رو نداشتن واسه خریدن نازت !!
یاد میگیری خیلیا ممکنه بیان ،
ولی آخرش بهجز خودت هیچکی برات نمی مونه !
خودتو غرق کار میکنی،
غرق درس، غرق زندگی ...
میترسی که نکنه یهوقت بیکار بشی و یادت بیاد چقدر تنهایی ...
چقدر دنیات خالیه؛ چقدر هیچکس نیست ...
ولی میدونی !
مهم اینه که ، بلاخره عادت میکنی !
بلاخره یه روز میاد که زندگی هرچی مُشت میزنه،
تو دیگه دردت نمیاد!
فقط بهش لبخند میزنیو رد میشی ...
پی نوشت: آدرس تو چیه؟
"میلاد کبیری شندی"
درست مثل گوشی موبایلی که توی جیبمونه ولی یهو یادمون میره و هُرری دلمون میریزه که ایوای گوشیم کوووو ...!
درست مثل خودکاری که تو دستمونه ولی به خاطرش همهی میز و کتاب و دفتر رو میریزیم به هم و کلافهیکلافه میشیم از نبودنش...!
درست مثل همهی اینا میمونیم
یه وقتهایی ...!
یه آدمهایی!
یه کسایی!
یه چیزهایی!
بعضی وقتها اونقدر بودنشون کنار ما ساده و ثابت و بدون منت هست که هیچ سنگینی خاصی روی ما نمیندازن ...!
اونقدر بدون ادا و اطوار و سیاست و دغدغه پا به پامون هستن که ما یادمون میره یکی کنارمونه، یکی باهامونه ...!
و اونوقت به شکل احمقانهای دنبال کسی مثل اون میگردیم...
کلافهی نبودنش میشیم...
غمگین میشیم...گلایه میکنیم و...
بعضیها اونقدر بودنشون خوب و مطمئنه که وجودشون عادی میشه! هستن، ولی بهمرور بودنشون رو فراموش میکنیم!
وزنشون رو به هیچ میگیریم!
درست مثل عینکی که ساعتهاست رو چشممونه ولی حواسمون نیست و به شکل احمقانهای دنبالش می گردیم ...!
ای کاش #بیشتر_حواسمون_به_اطرافیانمون_باشه
"برمودا "
می رسد روزی که بی هم می شويم
يک به يک از جمع هم کم ميشويم
مي رسد روزی که ما در خاطرات
موجب خنديدن و غم می شويم
گاه گاهي يادِ ما کن عزيز
می رسد روزی که بی هم می شويم!
...........
"قدر لحظات باهم بودن را بدانیم ،
شاید فردا دیر شده باشد !
و چه غم انگیز است آن"فردا" !
هر ساز که با سوزِ تو دمساز شود
چون پنجره ای رو به جنون باز شود
از شدّتِ غربت ، کمرش می شِکند
آن جمعه که با ماهِ تو آغاز شود
"میلاد کبیری شندی "
" السلام علیک یا اباعبدالله الحسین "
برای آنهایی که شادهستند بسیار کوتاه است،
برای آنهایی که نگرانند بسیار سریع است!
برای آنهایی که چشم انتظارند بسیار آهسته و کُند است!
برای آنهایی که غمگینند بسیار طولانیست!
اما برای آنهایی که عاشقند وجود ندارد !
" میلاد کبیری شندی "