درست مثل عینکی که ساعت‌هاست رو چشممونه اما حواسمون نیست و به شکل احمقانه‌ای داریم دنبالش می‌گردیم...!

درست مثل گوشی موبایلی که توی جیبمونه ولی یهو یادمون میره و هُرری دلمون میریزه که ای‌وای گوشیم کوووو ...!

درست مثل خودکاری که تو دستمونه ولی به خاطرش همه‌ی میز و کتاب و دفتر رو می‌ریزیم به هم و کلافه‌ی‌کلافه میشیم از نبودنش...!

درست مثل همه‌ی اینا میمونیم

یه وقت‌هایی ...!

یه آدم‌هایی!

یه کسایی!

یه چیزهایی!

بعضی وقت‌ها اونقدر بودنشون کنار ما ساده و ثابت و بدون منت هست که هیچ سنگینی خاصی روی ما نمیندازن ...!

اونقدر بدون ادا و اطوار و سیاست و دغدغه پا به پامون هستن که ما یادمون میره یکی کنارمونه، یکی باهامونه ...!

و اونوقت به شکل احمقانه‌ای دنبال کسی مثل اون می‌گردیم...

کلافه‌ی نبودنش میشیم...

غمگین میشیم...گلایه می‌کنیم و...


بعضی‌ها اونقدر بودنشون خوب و مطمئنه که وجودشون عادی میشه! هستن، ولی به‌مرور بودنشون رو فراموش می‌کنیم!

وزنشون رو به هیچ می‌گیریم!

درست مثل عینکی که ساعت‌هاست رو چشممونه ولی حواسمون نیست و به شکل احمقانه‌ای دنبالش می گردیم ...!

ای کاش #بیشتر_حواسمون_به_اطرافیانمون_باشه