آثار بارما شریبی

خندیدیم، گفتند: دیوانه است، دلقک است... سکوت کردیم، گفتند: لال است! حرف زدیم، گفتند: زیاده خواه است، فلسفه می بافد...
توپ ها را که در می کردند بهارمان را با خنده و ترس به آغوش بزرگترها می رفتیم، همان ها که بزرگترهاشان رفته بودند.
روز از نو شب از نو، خدا بزرگ است هیچ اتفاقی در کار نیست تنها می افتیم، بلند می شویم؛ می افتیم، بلند می شویم...

انقدر گفتم گفتم، می خواستم بگویم، گفته بودم و.‌.. راه نیندازید!
 دوری دلیل های خودش را دارد دوستی دلیل های خودش را... مگر قرار نبود یادبگیریم هیچ زمان و خاطره ای به وقت بریدن از هم شیرین نیست و هر قدر که عقب بنشینیم و همه چیز را به عقب برگردانیم بیشتر شکست می خوریم.
دیروز برای امروز، امروز برای فردا هیچ حساب و کتابی نمی گذارد ساعت ها را کوک کنید به وقت گل ها! رفتگان زیادی منتظر آمدنمان هستند...

بارما شریبی
از مجموعه: برای درخت خواب تراشیده اند

(کپی فقط با ذکر وبلاگِ منبع مجاز می باشد)

گلچین آثار بارما شریبی

من آدمی نیستم که بخواهم گم بشوم تا بعد، تو پیدایم کنی!
از تکرار و تکراری بودن هیچ تجربه ای یادم نیست؛ یک بار می آیم برای همیشه، یک بار می روم برای همیشه...
از موج خوشم می آید از موج سواری امّا نه!
طوفان را به شرط آرامش دوست دارم و آرامش را به شرط نمردن.
فرق لحظه های خوب و بد را غفلتی می دانم که نسبت به یکدیگر مرتکب می شویم.
من آدمی نیستم که گم بشوم تا بعد، تو پیدایم کنی و همچنان بودنت را همانطور دوست دارم که هیچکس حتی خودت نفهمیده ای و همچنان  نبودنت آنطور مرا می کشد که هیچکس حتی خودم نخواهم فهمید...


(بارما شریبی)


از مجموعه: برای درخت خواب تراشیده اند

 

اشعار بارما شریبی _ رویای زیبا

بال فرشتگان را از جنس اشک های من ساخته اند وقتی به شوق دیدن پدر هر روز‌ از لابه لای درِ خانه در قهقه ی دخترانه ام گونه هایم شکوفه ی لبخند می شد.

 

حالا چشم هایم همیشه شبنم صبح گاهی است که دست آفتاب را می گیرد تا در خیابان های شهر ردپای بابا را نشان اش بدهد .

بال فرشتگان‌را از جنس اشک های من ساخته اند وقتی روبروی آینه دست مادر را لای به لای گیسوانم دنبال می کردم و عطر ریحانِ سفره مان با هر بوسه ، برکتِ پیشانی ام می شد

 

حالا من امیدوارتر از همیشه رو به آسمان می نگرم
حالا من جهان را تپنده تر از قلبم عاشقم
و خدا هر شب حوالی پنجره ام برای جویندگانِ محبت هزاران ستاره روشن می کند .

 

 

" بارما شریبی "

اشعار بارما شریبی " دست هایت "

 

از دست هایت بویی نبرده
فصلی که برای دیدار
گل نمی دهد

می ترسم چشم خیابان را
عاقبت
منقار کلاغ ها کور کند!

" بارما شریبی"

(از کتاب قلب تو کانون جنگ های داخلی ست)

کانال رسمی بارما شریبی barma_shoreibi@

 

این کتاب موجود است، جهت سفارش با مدیر وبلاگ هماهنگی لازم را انجام دهید 

آثار بارما شریبی

خدا
در خواب های من
پیراهنی
به رنگ آسمان دارد
که آن را
همیشه
با چشم های مادرم می شوید


" بارما شریبی "


(از کتاب به فاصله بگو کوتاه بیاید)

کانال  رسمی بارما شریبی barma_shoreibi@

آثار بارما شریبی /  خیابان تشنه زمین خوردن است

موج می زند
بر کلافگی خیابان
حضور خسته ی آفتاب

شهر پر از ماهی هایی ست

که تا ارتفاع هزار پا از سطح دریا
در آکواریوم آرزوهای شان
برج می سازند
یک نفر در خیابان فریاد می زند :
باید در ابرها شنا کرد

"بارما شریبی " 

 

از کتاب : خیابان تشنه ی زمین خوردن است

Barma_shoreibi@ کانال رسمی بارما شریبی

اشعار بارما شریبی

می ترسم  !

در خیابان سعدی 

عشق را ملامت کنند
و در میدان حافظ
به دار بیاویزند


شاهنامه ای می شود فردوسی
که تا خیابان انقلاب
قلب شهر را
در بزرگراه های منتهی به آزادی
مسدود می کند


روی گسل زلزله آرام قدم بگذار
نبض تهران
ضعیف می زند


از کتابِ (خیابان تشنه ی زمین خوردن است) " بارما شریبی "

 

کانال بارما شریبی barma_shoreibi@

بیوگرافی بارما شریبی

بیوگرافی شاعر و نویسنده " بارما شُرِیبی "
نویسنده  و شاعر معاصر، 
متولد ۱۳ آذر  ۱۳۵۸  خرمشهر

سبک آثار در زمینه یشعر:
سپید ، غزل و گاها به سبک های دیگر هم قلمی پراکنده زده اند،
نثر: متون ادبی، و داستان کوتاه

مجموعه آثار:
به فاصله بگو کوتاه بیاید/ نشر الف
دیگر به مهمانی تو نمی آیم / نشر الف
سکوت خواب مرا به هم می زند/نشرالف
شب را به ستاره می چسبانم /نشر الف
قلب تو کانون جنگ های داخلی ست/ نشر مایا
خیابان تشنه ی زمین خوردن است / نشر مایا
به قلم " بارما شریبی " (مصطفی شریبی)

نشانی کانال رسمی تلگرام بارما شریبی barma_shoreibi@