آثار بارما شریبی
توپ ها را که در می کردند بهارمان را با خنده و ترس به آغوش بزرگترها می رفتیم، همان ها که بزرگترهاشان رفته بودند.
روز از نو شب از نو، خدا بزرگ است هیچ اتفاقی در کار نیست تنها می افتیم، بلند می شویم؛ می افتیم، بلند می شویم...
انقدر گفتم گفتم، می خواستم بگویم، گفته بودم و... راه نیندازید!
دوری دلیل های خودش را دارد دوستی دلیل های خودش را... مگر قرار نبود یادبگیریم هیچ زمان و خاطره ای به وقت بریدن از هم شیرین نیست و هر قدر که عقب بنشینیم و همه چیز را به عقب برگردانیم بیشتر شکست می خوریم.
دیروز برای امروز، امروز برای فردا هیچ حساب و کتابی نمی گذارد ساعت ها را کوک کنید به وقت گل ها! رفتگان زیادی منتظر آمدنمان هستند...
بارما شریبی
از مجموعه: برای درخت خواب تراشیده اند
(کپی فقط با ذکر وبلاگِ منبع مجاز می باشد)

