وصف ملاقات شمس و مولانا از زبان خود مولانا
شمس به مولانا چه گفته بود ؟
كه او را اين گونه واله و شيدا كرده بود؟
شايد غزل زير بهترين جواب باشد:
گفت كه ديوانه نه اي، لايق اين خانه نه اي
رفتم و ديوانه شدم سلسله بندنده شدم
گفت كه سر مست نه اي، رو كه از اين دست نه اي
رفتم و سر مست شدم وز طرب آكنده شدم
گفت كه تو كشته نه اي، در طرب آغشته نه اي
پيش رخ زنده كنش كشته و افكنده شدم
گفت كه تو زيرككي، مست خيا لي و شكي
گول شدم هول شدم وز همه بركنده شدم
گفت كه تو شمع شدي، قبله ي اين جمع شدي
جمع نيم، شمع نيم، دود پراكنده شدم
گفت كه شيخي و سري، پيشرو و راهبري
شيخ نيم، پيش نيم، امر تو را بنده شدم
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۳/۰۴ ساعت 9:22 توسط bermuda
|