اشعاری با موضوع تابستان

فصل تابستان است

سایه ای می جویم

سایه ای پر الفت

کوچه ها گرم کلام

خانه ها گرم سخن

 

***شعر تابستان***

 

کودکی با شادی

روی خاک نمناک

کلبه ای می سازد

کلبه ای بی سرما

 

***شعر تابستان***

 

ان طرف تر

دخترک می دوزد

لباس از جنس خیال

و عروسک پشت ویترین مغازه

چشمکی می زند به دنبال لباس

 

***شعر تابستان***

 

این طرف تر

در خیابان گنجشکی افتاده بی غذا

فصل تابستان است

می نویسم شعری

از زبان سهراب

و خدایی که در این نزدیکی است ...

شاعر: هستی شمس