از بهترین شعرهای عباس حاکی
عباس حاکی :
پیوند مهر دوست زمن گر جدا شود
جانم اسیر ظلمت بی انتها شود
پیرانه آبرو ز کجاآورم به دست
وقتی که راز بستۀ دل بر ملا شود
در مستیِ حضور تو گفتم ز راز دل
بی خویش راچه باک دچارخطا شود
تنهاگذشته ایم ازاین راه زندگی
یعنی کسی نبود که پابند ماشود
مدیون انبساط شباب است عمر ما
باید به ضعف،دینِ جوانی اداشود
هرگز قرین وعین سلامت نمی شود
هرکس به نیش خار گلی مبتلا شود
چیزی نمی کند این درد را علاج
جز آنکه بر سلامت عاشق دعا شود
تیر دعا رسد به هدف حاکیا ولیک
باید که از کمان صداقت رهاشود
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۳/۲۶ ساعت 16:3 توسط bermuda
|