حمید مصدق :

آه ، ای عشق تو در جان و تن من جاری

 

دلم آن سوی زمان

 

با تو آیا دارد

 

ــ وعده ی دیداری ؟

 

ــ چه شنیدم ؟

 

تو چه گفتی ؟

 

ــ آری ؟!