اشعار محمدعلی رستمی
در یک غروب غمزده در پشت پنجره
یادش بخیر!
خاطره ها را قدم زدیم
آنجا که التهاب شکفتن نمرده بود
دیدی چه زود
خاطره هامان بزرگ شد !
از محمد علی رستمی
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۴/۱۸ ساعت 17:47 توسط bermuda
|
در یک غروب غمزده در پشت پنجره
یادش بخیر!
خاطره ها را قدم زدیم
آنجا که التهاب شکفتن نمرده بود
دیدی چه زود
خاطره هامان بزرگ شد !
از محمد علی رستمی