خاکستر از امیر ارجینی
خاکستر
با درد مطنتن شده در باورم این شعر
با خود چه جدلها که نکردم سر این شعر
اما چه کنم هیچ کجا بی تو و من نیست
این درد به هر شکل عذاب آور این شعر
حالا که به خود آمده ام باز تو هستی
بانوی طلا گیسوی تن مرمر این شعر
می چرخد از اول به غزل یاد تو آری
انگار تویی باز کلید در این شعر
از آتش عشقی که به شور و شرمان بود
تنها دل من شد تل خاکستر این شعر
می ترسم از این بیشتر از درد بگویم
هر واژه بگریاندتان آخر این شعر
امیر ارجینی
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۷/۲۴ ساعت 7:14 توسط bermuda
|