سیده زهرا بصارتی :

بیا دوباره بتاب آفتاب تقدیرم

که عطر تازه‌ترین التهاب می‌گیرم

تو هم شبیه منی سوگوار فاصله‌ها

و من شبیه تو آن قدر از خودم سیرم ...

که چشم‌هام پر از اتّفاق موهومی ست

شبیه  سایه‌ی سنگین ِ فعل ِ «می‌میرم»

و ناشکیب تو هستم... قسم به حرمت عشق

- همان تبی که سر سفره‌اش نمک گیرم -

تویی شکوه غزل های من، شکوفه ی شعر!

هنوز از تب عشق  تو تحت تأثیرم