شعرهای دبستانی خاطره انگیز :

خوشا به حالت ای روستایی

چه شاد و خرم، چه باصفایی

در شهر ما نیست جز دود و ماشین

دلم گرفته از آن و از این

در شهر ما نیست جز داد و فریاد

خوشا به حالت که هستی آزاد

ای کاش من هم پرنده بودم

با شادمانی پر می‌گشودم

می‌رفتم از شهر به روستایی

آنجا که دارد آب و هوایی.

------------------------

 

صد دانه یاقوت

دسته به دسته

در پوششی نرم
یکجا نشسته
هر دانه ای هست
خوش رنگ و رخشان

قلب سفیدی
در سینه آن

یاقوتها را
پیچیده با هم

در پوششی نرم

پروردگارم
هم ترش و شیرین
هم آبدار است

سرخ است و زیبا

نامش انار است

"مصطفا رحماندوست"