محمدمهدی سیار / چشم مي بندم نبايد جاده سرگرمم كند
چشم مي بندم نبايد جاده سرگرمم كند
چند كوه و آبشار ساده سرگرمم كند
راه را در شهرهاي پرخيابان گم كنم
يا دهي آرام و دورافتاده سرگرمم كند
هم نبايد كنج مسجدهاي دنج بين راه
سجده سرگرمم كند، سجاده سرگرمم كند
دل به راهي داده ام چون رود و شرمم باد اگر
بركه اي كه دل به (ماهي) داده سرگرمم كند
مي رمم- چون آهوان از مردمان- ترسيده ام
چشم آهويي كنار جاده سرگرمم كند
محمدمهدی سیار
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۴/۱۵ ساعت 11:31 توسط bermuda
|