سلام ! شیره ی شعرم ! گلوله ی نمکم!

هنوز بی تو خودم مثل بغض می ترکم!

 چه غنچه ها که به سودای بوسه پیش از تو

 می آمدند ولـــــی مـــــن نمی گـزید ککـــم!

 ولی تو آمدی و شور تازه آوردی

 که دلپذیر شود روزگار بی نمکم!

 کلک زدم کــــه نیایی ولی ندانستم

 که با نیامدنت کنده می شود کلکم!

 پری به پیله ام آوردی و من از آن روز

 میان این همه گل با پـــر تو می پلکم!

 بدون شبهه خدا آفرید کــــوتاهت

 که ختم قافیه باشی سلام دلبرکم!

 

غلامرضا طریقی