فیض کاشانی / یک نگاه از تو و در باختن جان از من
فیض کاشانی
یک نگاه از تو و در باختن جان از من
یک اشارت ز تو و بردن فرمان از من
جان بکف منتظر عید لقایت تا کی
روی بنمای جمال از تو و قربان از من
سینه بهر هدف تیر غمت چاک زدم
ناوک غمزه ز تو ، هم دل و هم جان از من
بغمم گر تو شوی شاد و بمرگم خشنود
بخوشی خوردن غم دادن صد جان از من
همه شادی شوم ار شاد مرا میخواهی
ور غمین جور ز تو ناله و افغان از من
بوصالم چو دهی بار ز تو جلوهٔ ناز
بفراق امر کنی خوی بهجران از من
هرچه خواهی تو ازو ، فیض همان میخواهد
هر چه را امر کنی بردن فرمان از من
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۷/۰۵ ساعت 21:44 توسط bermuda
|