محمد علی رستمی / وقتی خزان می رسد
وقتی خزان می رسد
ناله های حزین سازیی آشنا
با کشش یکنواخت
قلب مرا می نوردد ...
نمی خواهم گذر زمان را باور کنم
یک مرتبه صدای زنگ ساعت ،
مرا به خود می آورد !
حس می کنم زمان خیال ایستادن دارد
خودم را آهسته به باد می سپارم
نسیم بداندیش
مرا چون برگی پژمرده با خود می برد ...
من در رنگ باخته خود ،
و رودخانه ی نزدیکمان غرق می شوم
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۷/۱۲ ساعت 5:20 توسط bermuda
|