دکتر عبدالحسین جلالیان / شعری به لهجه شیرین یزدی
دکتر عبدالحسین جلالیان (به لهجه یزدی)
ديشو ديدمش قَنْ تو دِلوم افتيد و اُوْ شد
رفتم بيخُكِشْ جَلْدي پا تُنْ كِرْد و جلو شد
ردّش دو سه ميدون را پا شَخْ كِرْدَمو رفتم
گم شد نميدونم توي جنجالي چطو شد
وَخْتيكه وارِخْ تاريكي كِفتِشْ را گرفتم
گُفْ خاك تو سَرُم بِزا بِرم من خونه شو شد
تا رَف بِگَه چه ، دو تا ماچِش خوردم و افتيد
گفتم چِدَه گُف بيخودي كَلَّمْ كَلَه تُوْ شد
گفتم آكيُكْ زشته بُلَنْ شو جگرت شَم
وَرْخاس و تکون رَخْتِشو و غرغر زد و رو شد
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۷/۱۴ ساعت 4:42 توسط bermuda
|