چشم صیاد
مر من طی شد و دل در پی سارست هنوز
دیده ی متظرم لحظه شمارست هنوز
روزگاری شد و گرد از دل این دشت نخاست
چشم ما در ره گردان
سوارست هنوز
آتش افتاد در این باغ ز بیداد خزان
باغبان منتظر باد بهار ست هنوز
چشمه های سرخ شد از خون غزالان چمن
چشم صیاد به دنبال شکارست هنوز
دیده ی متظرم لحظه شمارست هنوز
روزگاری شد و گرد از دل این دشت نخاست
چشم ما در ره گردان
سوارست هنوز
آتش افتاد در این باغ ز بیداد خزان
باغبان منتظر باد بهار ست هنوز
چشمه های سرخ شد از خون غزالان چمن
چشم صیاد به دنبال شکارست هنوز
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۱/۰۷ ساعت 0:8 توسط bermuda
|