چقدر شیوه ی چشم تو آسمانی بود!

و گفته های تو همراهِ مهربانی بود!

چه خوب، خاطره های تو ماندنی شده اند!

از اوّلش هم عسل هات جاودانی بود

از اوّلی که تو را دیده دید، عاشق دید

و دید دیده¬ی عاشق چه کهکشانی بود

چقدر بی¬دلی از چشم¬هات می-بارید!

زلالِ جاریِ گُلدشتِ زندگانی بود

چقدر خنده به لب داشتی! درختِ صفا!

اگرچه در بنِ چشمت غمی نهانی بود

به چشم¬ها که نماندی، به دل فِراقت ماند

غمی که هدیه ی این روزگارِ فانی بود

فدای حادثه¬ی عشق گشته¬ای آری

همیشه لحنِ غزل¬هایت ارغوانی بود.