محمد علی رضاپور / چقدر شیوه ی چشم تو آسمانی بود!
چقدر شیوه ی چشم تو آسمانی بود!
و گفته های تو همراهِ مهربانی بود!
چه خوب، خاطره های تو ماندنی شده اند!
از اوّلش هم عسل هات جاودانی بود
از اوّلی که تو را دیده دید، عاشق دید
و دید دیده¬ی عاشق چه کهکشانی بود
چقدر بی¬دلی از چشم¬هات می-بارید!
زلالِ جاریِ گُلدشتِ زندگانی بود
چقدر خنده به لب داشتی! درختِ صفا!
اگرچه در بنِ چشمت غمی نهانی بود
به چشم¬ها که نماندی، به دل فِراقت ماند
غمی که هدیه ی این روزگارِ فانی بود
فدای حادثه¬ی عشق گشته¬ای آری
همیشه لحنِ غزل¬هایت ارغوانی بود.
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۹/۱۲ ساعت 23:53 توسط bermuda
|