زندگی چون آن درختی که تناور‌تر شود
یا که مثل چشمه ای جویای هم‌بستر شود

آن درخت سبز را یک حادثه ویران کند
شاخ و برگش سوزد و یک توده خاکستر شود

چشمه‌ی بالنده ای که غرق راه خویش بود
ذره ذره نیست در خورشید غارتگر شود

زندگی مثل گلی می روید از خاک وجود
عاقبت با سیلی باد خزان پرپر شود

زندگی یک دوره‌گرد لا ابالی بیش نیست
دست آخر خاک راه سائلی دیگر شود

بذر نیکویی بیفشانی اگر روی زمین
توشه‌ی راهت برای منزل آخر شود

زندگی مانند شمع روشنی باشد حکیم!
کم کَمک می سوزد و خاموش، در مجمر شود

 

ارسالی از (علیرضا حکیم)