بخند خنده ی تو نو بهار امید است
چو صبح پاک بهار و چو خنده ی عیداست


"سخن بگو که کلامت لطیف و موزون است"
نوای نای تو خوشتر ز چنگ ناهید است


مثال سرو قدت در کنار بستر جو
صنوبری است که گیسو فشانده چون بید است


دگر به زینت ماه و ستاره حاجت نیست
که آسمان تو را صد هزار خورشید است


بیا که فصل بهار است و موسم نوروز
بیار جام لبالب که بزم جمشید است


بهار نامده پا در رکاب رفتن داشت
بهار حسن تو اما بهار جاوید است


بخواند شعر تو – عاکف – به پاش بوسه نهاد
سروده ی تو مزیَّن به مهر تایید است

 

عاکف خراسانی