طنــاب آور برايـــــــم تا بخنديم

بپوشان چشم هايم تا بخنديم

به ياد بچگی ها صندلی را

بكش از زير پايم تا بخنديـم

*

شد از شيراز برگردد به دنيا

به صد سرباز برگردد به دنيا

بيا طومـــــار بنويسيم با هم

كه كوروش باز برگردد به دنيا

*

دوباره ناله های ساز در من

هـزار و يک شب آواز در من

بريز انگور در رگهـــای شعرم

كه خيامی برقصد باز در من

*

شر و شور غزل می ریخت تا صبح

تب و تاب بغـــل می ریخت تا صبح

بــــه لبهایت شبـــی کردم اشاره

از انگشتم عسل میریخت تا صبح

*

قشنگی سینه های مرمر توست

گل خشـخاش نام دیـــــگر توست

دو چشم کابلی! لب قندهاری!

تمام جنگ افـــغانها سر توست

*

خراب و مست بگذارد به دستت

بـه ناز شست بگذارد به دستت

غلـــــط کرده النــــگوی کثـــــافت

که گفته دست بگذارد به دستت؟

*

زمین لرزیــــــد، پشت ماه خــم ماند

کسی رفت و بجــایش آه و غم ماند

شبــــی کــه نقطـــه ی آواز افتاد

نت "بســــطامی" من زیر بم ماند

*

دلیل هــر شب آهت نمیکرد

بلور اندام و دلخواهت نمیکرد

خدا می خواست من شاعر بمانم

وگـــــــرنـه این همه ماهت نمیکرد

*

از این دنیا کمی خوبی بسم هست

دو فنجان طلاکوبــــــی بسم هست

غـــــروب و چای سبز و جنگلــــی دور

تو باشی کلبه ای چوبی بسم هست

*

جنین مانده در اغمــا؛ من و تو

قلــوهــای شب ارضا؛ من و تو

خدا قـــــرص جلوگیری ندارد!؟

که هی می آورد دنیا من و تو

حسین میدری (شهراد)