کارش امشب به من افتاده صدایم زده است

کمکم کن بـــــروم جــــاده صدایـم زده است

آی بانـــــو! کهــــر سوختـــــه‌ام را یله کن

دشت - این مادر آزاده - صدایم زده است

بــه سفر می‌روم آری نکند دیـــر کنم

کودکی‌هایم از آباده صدایم زده است

خان - خداوند بیامرزدش - از آن سر ایل

باز هم پیک فرستاده صدایــم زده است

کـــوچ هنگام ی تلخی ست خدایا! نکند

مادرم دل به سفر داده صدایم زده است

محمد حسین نجفی