آنچه در چشم تو دیدم، غزلی هست عجیب
حرف های شکرینت، عسلی هست عجیب
 
مدتی هست میان دل من با غم تو
بوسه و ناز و نیاز و بغلی هست عجیب
 
این حکایت که شدم کشته ی زیبایی تو 
حرف تکراری و ضرب المَثلی هست عجیب
 
همه ی دین مرا جادوی چشم تو ربود
چون که در عمق نگاهت، هُبلی هست عجیب
 
خنده در صحنه ی دیدار، به روی لب تو 
گاه بر نقش خدایی بدلی هست عجیب
 
خوش به حالم که به عشق تو نفس هست هنوز
بی تو هر لحظه برایم اجلی هست عجیب