اشعار برمودا - یادگاری
خواستم پنهان ز خیالت ، فراموشت کنم...
به باد سپارم دست خط های تو را ، پرواز کنم ...
نمی دانستم ، یادگاری های شبرو ، بیدار است ...
خواستم از عصر تو دور باشم ، معاصرت کنم ...
به یاد میسپارم انچه یادت نیست ...
به جان میسپارم انچه یادت رفت ...
میخواهم فراموشت کنم اما ...
نوشته هایم را چه کنم ؟
به باد سپارم دست خط های تو را ، پرواز کنم ...
نمی دانستم ، یادگاری های شبرو ، بیدار است ...
خواستم از عصر تو دور باشم ، معاصرت کنم ...
به یاد میسپارم انچه یادت نیست ...
به جان میسپارم انچه یادت رفت ...
میخواهم فراموشت کنم اما ...
نوشته هایم را چه کنم ؟
" اشعار برمودا "
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۰۲ ساعت 11:27 توسط bermuda
|