ارسالی از کاربران ( شعر لعن )
بر ناخوشی زمانه لعنت
بر آتش و بر زبانه لعنت
ما نفلهٔ عمر و روزگاریم
بر خانه و آشیانه لعنت !
نیرنگ و خیانت و سیاست
بر مثلّث سه گانه لعنت
بر زندگی مزخرفی که :
طی گشته چو احمقانه لعنت
با تیر جفای خویش ، بر ما :
آنکس بگرفت ؛ نشانه لعنت
حلقوم امان بریده جلّاد
جلّاد به تو بیکرانه لعنت
بر رحمکُش عدلشکن تو بفرست ..
روزانه و هر شبانه لعنت ؛؛
( یزدان تو خوشت نیاید از لعن
چون میدهی عادلانه لعنت )
لعن
یزدان_ماماهانی
سرایش۵_۲_۱۳۹۹
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۲/۲۰ ساعت 10:36 توسط bermuda
|