اشعار سیده پروا ربیع زاده
ای عشق مرا در وسط راه رها کن
این بار مرا با غم جانکاه رها کن
من حوصله ی دردسر عشق ندارم
ای گرگ مرا از خطر چاه رها کن
از روز ازل سهم من از عشق دو راهیست
این گمشده را با دل گمراه رها کن
در کوچه ی بن بست کسی منتظرم نیست
این شایعه را جان من ای ماه رها کن
دست از سر این آدم بی حوصله بردار
یا حداقل این یقه را گاه رها کن
سیده پروا ربیع زاده
از شوشتر
عصر روز سه شنبه
چهارم تیرماه ۱۴۰۳
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۴/۰۵ ساعت 20:28 توسط bermuda
|