شعر تهران از گروس عبدالملکیان
شعر تهران از گروس عبدالملکیان
علفزاز
با موهای سبزٍ ژولیده در باد
کوه
با موهای قهوه ایِ یکدست
رودخانه
با گیره های سرخِ ماهی
بر موهاش
هیچکدام را ندیده
حق دارد نمی خواند
این پرنده ی کوچک
تهران کلاه بزرگی ست
که بر سر زمین گذاشته ایم
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۲/۰۳ ساعت 16:47 توسط bermuda
|
