خیالِ آن مژه خون می‌کند، چه چاره کنم؟«
»
دل آب گشت و نمی‌آید آن خدنگ برون«


»
تعلقاتِ جهان حکم نیستان دارد«
»
نشد صدا هم از این کوچه‌های تنگ برون

بیدل دهلوی