غزلی زیبا و عاشقانه از حسن نصر (سیاووش)
غزلی زیبا و عاشقانه از حسن نصر (سیاووش):
تو آن زلال حضوری ، پر از طراوت عشق
شبیه جاری لبخند ، تا نهایت عشق
تو آن صداقت سبزی ، صمیمی وساده
تو ناگهان غزل ، ناگهان برکت عشق
تمام آینه ها را مُجاب خواهد کرد
عروس چشم تو، اسطوره ی حقیقت عشق!
چنین که چهچهه می ریزد از درخت سحر
خوشا کنار تو بودن ، خوشا غنیمت عشق
غزال چشم تو شاید، چمیده درچشمم
که آب می خورد از چشم من، نجابت عشق
قسم به سرخ شقایق ، عصاره ی فریاد،
سیاه مست جنونم ، در این نهایت عشق...!
تو آن زلال حضوری ، پر از طراوت عشق
شبیه جاری لبخند ، تا نهایت عشق
تو آن صداقت سبزی ، صمیمی وساده
تو ناگهان غزل ، ناگهان برکت عشق
تمام آینه ها را مُجاب خواهد کرد
عروس چشم تو، اسطوره ی حقیقت عشق!
چنین که چهچهه می ریزد از درخت سحر
خوشا کنار تو بودن ، خوشا غنیمت عشق
غزال چشم تو شاید، چمیده درچشمم
که آب می خورد از چشم من، نجابت عشق
قسم به سرخ شقایق ، عصاره ی فریاد،
سیاه مست جنونم ، در این نهایت عشق...!
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۰۸ ساعت 23:15 توسط bermuda
|