غزلی زیبا و عاشقانه از حسن نصر (سیاووش):

تو آن زلال حضوری ، پر از طراوت عشق
شبیه جاری لبخند ، تا نهایت عشق

تو آن صداقت سبزی ، صمیمی وساده
تو ناگهان غزل ، ناگهان برکت عشق

تمام آینه ها را مُجاب خواهد کرد
عروس چشم تو، اسطوره ی حقیقت عشق!

چنین که چهچهه می ریزد از درخت سحر
خوشا کنار تو بودن ، خوشا غنیمت عشق

غزال چشم تو شاید، چمیده درچشمم
که آب می خورد از چشم من، نجابت عشق

قسم به سرخ شقایق ، عصاره ی فریاد،
سیاه مست جنونم ، در این نهایت عشق...!