چون جام در این میکده از دست حریفان

خون می خورم و زَهره فریاد ندارم

***

به گریه بر سر راهش فتادم بودم دوش

به خنده گفت از این رهگذر چه می خواهی؟

***

گرگ درنده ای تاخت بمن بنام زندگی

پنجه که در جگر زند نام نهد نفس مرا

***

عمر اگر خوش گذرد زندگی نوح کم است

ور به سختی گذرد یک نفسش بسیار است