شعری از مهدی حسینی
شعر : مهدی حسینی
همه عشاق رسیدند,فغان ما نرسیدیم
از میان همه دلباختگان,ما نرسیدیم!
صد دل افسوس که دراوج غمش سوخته ایم و
همه جان در طلب آن و به آن ما نرسیدیم
لبش آن روز به سرسبزی چشمش قسمی خورد
ولی افسوس که شد سوز خزان ما نرسیدیم
شب وصلست و همه دلشدگان گرد نگارند
با دلی شیفته و اشک روان ما نرسیدیم
چه جهانها که سفر کرده به امید شرابی
کافر از مستی می,گفت اذان,ما نرسیدیم!
ملکوت و ملک و ملک,عجب بار گرانیست!
تن و جان خسته ازین بار گران ما نرسیدیم…
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۲۳ ساعت 18:16 توسط bermuda
|