شعر : مهدی حسینی

همه عشاق رسیدند,فغان ما نرسیدیم
از میان همه دلباختگان,ما نرسیدیم!

صد دل افسوس که دراوج غمش سوخته ایم و
همه جان در طلب آن و به آن ما نرسیدیم

لبش آن روز به سرسبزی چشمش قسمی خورد
ولی افسوس که شد سوز خزان ما نرسیدیم

شب وصلست و همه دلشدگان گرد نگارند
با دلی شیفته و اشک روان ما نرسیدیم

چه جهانها که سفر کرده به امید شرابی
کافر از مستی می,گفت اذان,ما نرسیدیم!

ملکوت و ملک و ملک,عجب بار گرانیست!
تن و جان خسته ازین بار گران ما نرسیدیم…